آینده تجارت شما را متحول می کنیم
  
  

دانلود پاورپوینت افزایش خلاقیت سازمانی و نوآوری

دانلود پاورپوینت افزایش خلاقیت سازمانی و نوآوری : برای دانلود دانلود پاورپوینت افزایش خلاقیت سازمانی و نوآوری روی لینک زیر کلیک نمایید. دانلود رایگان پاورپوینت های مدیریت ، انگیزش ، موفقیت ، روانشناسی  و همین طور پاور پورینت های آموزشی بازاریابی و فروش ،تحقیق و توسعه ، مدیریت منابع انسانی  ، تجارت الکترونیک در وب سایت توسعه تجارت دلیران دنا (دناکو) برای شما فراهم شده است.

دانلود پاورپوینت افزایش خلاقیت سازمانی و نوآوری

برای دانلود پاورپوینت افزایش خلاقیت سازمانی و نوآوری به صورت ریگان روی لینک دانلود زیر کلیک نمایید.

دانلود

 

در وب سایت توسعه تجارت دلیران دنا (دناکو)  دانلود رایگان پاورپوینت های مدیریت ، انگیزش ، موفقیت ، روانشناسی  و پاور پورینت های آموزشی بازاریابی و فروش ،تحقیق و توسعه ، مدیریت منابع انسانی  ، تجارت الکترونیک برای شما فراهم شده است.

برای دانلود پاورپوینت های دلیران دنا وارد بخش زیر شوید

دانلود پاورپوینت مدیریتی

روشهای نوین بازاریابی ، فروش و تبلیغات در وب سایت توسعه تجارت دلیران دنا آموزش داده شده است. شما می توانید از بخش دوره های آموزشی آنلاین رایگان در زمینه های بازاریابی و فروش ، تبلیغات ، تجارت الکترونیک ، ارز دیجیتال ، سرمایه گذاری و مدیریت شرکت نمایید. همچنین می توانید در کلاس های حضوری و حرفه ای ما در زمینه های فروش و بازاریابی و توسعه کسب و کار شرکت نمایید.

در صورتی که برای گسترش کسب و کارتان با مشکل موجه هستید و نیاز به مشاوره دارید می توانید از بخش سفارش ایده های ما را برای توسعه کسب و کارتان بشنوید و یا برای سفارش خدمات تحقیقات بازاریابی و و فروش یا خدمات تحقیق و توسعه محصولات جدید اقدام نمایید.

 

بخش از محتویات این پاورپوینت در زیر آورده شده است.

مدیریت خلاقیت در سازمانها
Managing Creativity in Organizations

پاورپوینت های بیشتر در :
وب سایت توسعه تجارت دلیران دنا
www.denako.ir

نشانگان سازمان رو به افول
 چشم انداز مبهم (Fuzzy Vision): افراد در فضاي چشم انداز و ماموريت سازماني تنفس نمي كنند؛ فقدان همترازي استراتژيك؛ افراد نمي دانند كه سازمان به كجا مي رود و هدف آن چيست؟
 فقدان مهارت هاي رهبري (Lack of Leadership Skills): ترس از تغيير؛ فقدان روحيه كارآفريني؛ سبك رهبري بي بندوبار يا آمرانه؛ مديريت جزء نگر؛ برنامه هاي ضعيف بهبود مديريت
 فرهنگ غير مشوق (Discouraging Culture): فقدان ارزش هاي مشترك؛ فقدان اعتماد؛ فرهنگ سرزنش؛ تمركز بر مسائل نه فرصت ها؛ عدم تحمل شكست ها؛ عدم اعتماد افراد به رهبران و سيستم ها
 بوروكراسي حاد (High Bureaucracy): ساختارهاي سازماني با لايه هاي زياد؛ ديوارهاي بلند بين لايه هاي مديريتي؛ تصميم گيري كند؛ پايش نزديك افراد؛ موانع زياد براي تفكر خلاق
نشانگان سازمان رو به افول
 فقدان ابتكارات (Lack of Initiative): انگيزش و ترغيب ضعيف؛ افراد احساس نمي كنند نقش آنها تعيين كننده است؛ مديريت به طور اثربخش در امور سازماني درگير نمي شود؛ كار افراد تدافعي است (فقط كار خود را انجام مي دهند نه بيشتر) نه خلاقانه؛
 ارتباطات عمودي ضعيف (Poor Vertical Communication): افراد ادراكي از تصوير كلي ندارند و احساس نمي كنند كه سهم آنها مهم است؛ عدم اطمينان زياد؛ افراد نمي دانند مديران ارشد به چه فكر مي كنند و برنامه ريزي مي كنند.
 همكاري بين وظيفه اي ضعيف (Poor Cross-functional Collaboration): جهان بيني وظيفه اي؛ فقدان روحيه همكاري بين وظيفه اي؛ فقدان مديريت سازمان محور؛ فقدان تيم هاي بين وظيفه اي؛ فقدان كميته هاي مديريتي بين وظيفه اي.
 كار تيمي ضعيف (Poor Teamwork): عدم تعهد سازماني به فرهنگ تيمي؛ فقدان اهداف باارزش مشترك؛ رهبران تيمي ضعيف؛ وجود افرادي كه تمايل به كار تيمي ندارند؛ تيم هاي خيلي بزرگ؛ فقدان پاداش هاي مشترك
 مديريت دانش و مديريت ايده هاي ضعيف (Poor Idea and Knowledge Management): عدم حمايت از گرده افشاني ايده ها؛ فقدان راهبردها و سيستم هاي مديريت ايده ها و مديريت دانش؛ گرايش ” همه آن را مي دانند“؛ سندروم ” بهبود كارساز نيست“
نشانگان خلاقیت گریزی!
 نسبت به هر نظر یا عقیده بدبین باشید
 همیشه اصرار کنید که اعضای سازمان پیش از این که نزد شما بیایند باید از چندین سطح سازمانی بگذرند و نظر موافق آنها را جلب نمایند.
 از واحدها یا افراد بخواهید که نسبت به پیشنهادها و نظرات جدید انتقاد کنند
 خودتان آزادانه زبان به انتقاد بگشایید و از هیچ نظر تازه ای ستایش نکنید.
 وجود مسائل را دلیلی بر شکست فرد بدانید و پیوسته افراد را تضعیف کنید تا آنها مسائل و مشکلات را از نظر شما پنهان کنند
 مدیریت جزء نگر را اعمال و همه چیز را به دقت کنترل کنید.
 در رابطه با تغییر سازمان در پنهان و خفا تصمیم بگیرید. سپس به صورت غیرمنتظره اعلام کنید.
 تا زمانی که به صورت دقیق ندانید، چرا افراد اطلاعاتی را درخواست کرده اند، هیچ اطلاعاتی به آنها ندهید. مبادا چنین اطلاعاتی به دست افراد ناباب بیافتد.
 با شعار مشارکت و تفویض اختیار، برخی از اختیارات تهدید آمیز نظیر تصمیم گیری در مورد کاهش پرسنل را به زیردستان واگذار نمایید.
 به عنوان رئیس سازمان از همه جزئیات آگاهی داشته باشید.

شکل گیری جامعه دانشی و نیاز بیشتر به خلاقیت
اهمیت خلاقیت در سازمان (موریس، 2008)
فرايند تصميم گيري
 به زعم جورج هوبر، فرايند تصميم گيري به شرح زير است:
– مسئله يابي: مسئله عبارت است از چيزي كه توان سازمان را براي نيل به هدف مي كاهد.
– تشخيص ماهيت مسئله
– گزينه يابي (راهكارهاي بديل)
– ارزيابي و انتخاب بهترين گزينه
– اجراي گزينه انتخاب شده
فرايند تصميم گيري و حل مسئله

 

تشخيص علل مسئله
 مسئله يا مشكل عبارت است از اختلاف بين آنچه بايد اتفاق بيافتد و آنچه اتفاق افتاده است. تبيين علل شكل گيري مسئله در قالب نمودار استخوان ماهي، قدرت تصميم گيرندگان را در مرحله گزينه يابي ارتقا مي دهد.
نمودار استخوان ماهى (Fish Bone)
(علل شكل گيرى مسئله(
علل كمرنگ شدن اصول اخلاقي در سازمانها
با دیدن خطوط زير چه انگاره هایی در شما تداعی می شود؟
داستان کشاورز
 آورده اند که فرزندکشاورزی را به خاطر کارهای خلاف زندانی می کنند. او بعداز سالها زندگی همسر خود را در پیری از دست می دهد. احساس تنهایی و ناتوانی در انجام کارهای سخت مزرعه او را آزار می دهد. نامه ای به پسر خود در زندان می نویسد: ”پسرم مادرت از غم دوری تو امسال فوت کرد. من نیز ناتوان شده ام و توان شخم زدن مزرعه را ندارم. ای کاش تو اینجا بودی و به من کمک می کردی. آخه مادرت همیشه دوست داشت من مزرعه را شخم زده و در آن سیب زمینی بکارم.“
 چند روز بعد نامه ای از زندان دریافت می کند با این مضمون که پدر مبادا به فکر شخم زدن مزرعه بیفتی. من آنجا طلاهای دزدیده شده را مخفی کرده ام.
 فردای آن روز پلیس به مزرعه هجوم آورده و زمین را برای یافتن طلاها زیر و رو می کنند.
 چند روز بعد پیر مرد نامه دیگری از زندان دریافت می کند: پدر امیدوارم مزرعه در حد انتظار شما برای کاشتن سیب زمینی آماده شده باشد. این تنها ایده ای بود که برای کمک به شما به ذهنم خطور کرد.
تعريف خلاقيت
 : Longman dictionary توانايى ايجاد چيزهاى جديد و مبتكرانه
 :John Emmerling پروراندن يك ايده و عملى كردن آن.
 توانایی ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده ها (رابینز، 1991).
 دو نوع خلاقيت وجود دارد. خلاقيت اكتشافى: ايده اى است كه مانند صائقه به ذهن خطور مى كند و نوعى كشف مفاهيم اصلى است مانند اختراع موتور بخار. اين نوع خلاقيت نادر است و درصد كوچكى از كل خلاقيت را شامل مى شود. خلاقيت جزئى: اين نوع خلاقيت تنها به بهبود جزئى در چيزها نظر دارد. اين نوع خلاقيت در دسترس همه است.
تفاوت خلاقيت و نوآوری
 خلاقیت پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است، در حالیکه نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است.
 خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است.
 نوآوری بکار گیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت است (کونتز، 1988)
 ازدیدگاه مدیریتی، نوآوری فرایندی است که از تصور شروع و به انتشار تجاری محصول یا خدمات جدید منجر می شود.

رویکردهای خلاقيت
 طرفداران رویکرد فرایندی، بیشتر به فرایند تفکر توجه دارند تا خاستگاه آن. به زعم آنان خلاقیت، فرایند اکتسابی است که با آموزش و ممارست ارتقاء می یابد.
 از دیدگاه تداعی گرایی، تفکر شامل پویش و ارزشیابی در پاسخ هایی است که عادتاً با نوع مسئله مورد نظر تداعی می شوند. سه عنصر اولیه رویکرد تفکر تداعی گرایی عبارتنداز: 1) محرک (موقعیت معین مسئله ساز)؛ 2) پاسخ (موقعیت معین حل مسئله)؛ و 3) پیوند و تداعی (ذهنی) این دو. پس خلاقیت عبارت است از تداعی پاسخ های دور با موقعیت معین مسئله ساز.
تعريف خلاقيت با رويكرد خاستگاهي
 روانشناسان و روانكاوان بيشتر به خاستگاه خلاقيت توجه كرده اند تا به خود آن. به زعم فروید خلاقیت از تعارض درون فرد ناشی می شود و هنگامی پدید می آید که انرژی امیال ارضا نشده (و ارضا شدنی) در نیل به هدفهای ممنوعه ابتدایی، به سمت هدفهای جامعه پسند تغییر جهت دهد. به زعم او فرایند خلاق شامل برونی کردن فراورده های درونی تخیل از طریق تعامل گونه های ابتدایی و بالغ تفکر است. فروید دو فرایند فکری را از هم تمیز می دهد: 1) فرایند اولیه فکر ناخودآگاه، تصادفی، انگیزشی و بدون ارتباط با واقعیت است؛ 2) فرایند ثانویه منطقی، هدفمند و در ارتباط با واقعیت است. فرد خلاق کسی است که از تفکر اولیه (خیالپردازی و رویابافی) بی آنکه مقهورش شود، استفاده کند و فرایند ثانویه را برای تبدیل طرح های حاصل از تفکر اولیه به طرحهای تحقق پذیر بکار گیرد.
 روان شناسان انسانگرا مانند مازلو معتقد هستند که خلاقیت هنگامی پدید می آید که هیچ تعارضی در درون فرد وجود نداشته باشد. به نظر آنها خلاقیت محصول تعامل افراد سالم و فارغ از تعارض با محیط های سالم و مساعد است. یعنی خلاقیت فرایند آزادسازی قوه طبیعی خلاقیت از طریق حذف نیروهای بازدارنده افراد و موانع موجود در محیط آنهاست.

دیدگاه فروید در مورد خلاقيت
 فروید فرایند خلاقیت را نوعی برون فکنی فراورده های درونی تخیل از راه تعامل گونه های ابتدایی و بالغ تفکر می داند. فروید دو فرایند فکری را مدنظر قرار می گیرد:
– نوع اول: فرایند اولیه فکر ناخودآگاه، تصادفی، انگیزشی و بدون ارتباط با واقعیت
– نوع دوم: فرایند ثانویه منطقی، هدفمند، و در ارتباط با واقعیت.
 به زعم فروید، فرد خلاق کسی است که بتواند بدون آنکه مقهور تفکر اولیه شود، به خیال پردازی و رویا بافی دست بزند و از تفکر ثانویه برای تبدیل طرح های حاصل از تفکر اولیه به طرح های تحقق پذیر استفاده کند.

دیدگاه فروید در مورد خلاقيت
 منبع خلاقیت همان تضاد است
 خلق افکار و اندیشته های تازه در تقلیل و اضطراب ناشی از تضاد تاثیر دارد
 تفکر خلاق شکل عالی تخیلات آزاد و بازی های دوره کودکی است
 فرد مبتکر و خلاق معمولاً افکار و عقاید تازه را می پذیرد در صورتیکه افراد عادی یا غیرخلاق اینگونه افکار را عقب می رانند
 تجربیات کودکی در پیدایش افکار و اندیشه های تازه کاملاً تاثیر دارد. این افکار ادامه همان تجربیات یا جانشین آنهاست.

دیدگاه مازلو در مورد خلاقيت
 مازلو در مورد انگيزش انسان پنج نياز اساسي را به شرح زير مطرح مي سازد: 1) نياز فيزيولوژيكي؛ 2) نياز ايمني؛ 3) نياز اچتماعي؛ 4) نياز احترام؛ و 5) نياز خوديابي.
 نيازخوديابي كوشش ما را براي برطرف ساختن موانع در راه خلاقيت و نيز انجام آن چيزهايي كه مي تواند حداكثر خلاقيت را ايجاد كند، بر مي انگيزد.
 بنابراين، بر اساس نظريه مازلو، خلاقيت در افرادي بيشتر نمود پيدا مي كند كه نيازخوديابي در آنها به يك نياز غالب تبديل شده باشد.

دیدگاه گیلفورد (Guilford) در مورد خلاقيت
 گیلفورد به عنوان یک روانشناس معتقد است که خلاقیت قوه ای طبیعی است که در یک محیط مناسب می تواند بروز نماید، اما قوه هر فرد منوط به داشته های ژنتیکی اوست.
 به زعم گيلفورد، قواي فكري انسان را مي توان به 150 عامل مجزا تقسيم كرد. برخي از اين خصيصه ها مستقيماً در ظهور خلاقيت موثرند. اين خصيصه ها عبارتنداز: 1) رواني جريان فكر؛ 2) انعطاف پذيري قواي فكري؛ و 3) اصالت انديشه و تصميم گيري. اين سه خصوصیت تشكيل تفكر واگرا يا تفكر غيرمتعارف را مي دهند.
 افرادي كه تفكر واگرا يا غير متعارف دارند، در فكر و عمل خود با ديگران فرق دارند و از عرف و عادت دور مي شوند و روش هاي خلاق و جديد را بكار مي بر ند. پس تفكر واگرا دور شدن از يك نقطه مشترك (رسم و سنت و عرف) است و تفكر همگرا نزديك شدن به آن.
تفاوت تفكر همگرا و واگرا
 در تفكر همگرا، نتيجه تفكر از قبل معلوم است؛ يعني هميشه يك جواب درست يا غلط وجود دارد
 در تفكر واگرا جواب قطعي وجود ندارد و تعداد زيادي جواب موجود است كه از نظر منطقي هريك از آنها ممكن است درست باشد.
 گيلفورد در نظريه خود تفكر واگرا را با سه ويژگي انعطاف پذيري يا نرمش (Flexibility)، اصالت (Orginality)، و سلاست (Fluency) مشخص كرده و براي اندازه گيري هريك از آنها آزموني ساخته است.
 تفکر واگرا فارغ از محرک است، در حالیکه تفکر همگرا وابسته به محرک است (Getzels & Jackson, 1962).
 انعطاف پذیری یعنی توانایی خلق ایده های مختلف. سلاست یعنی سهولت در خلق ایده ها.

دیدگاه جامینسون در مورد خلاقيت
 جامینسون استاد روانپزشکی دانشگاه هابکینز و دیگر متخصصان اعصاب همفکر او معتقد بودند که بیماری روحی منشاء بروز خلاقیت است. این بیماری روحی می تواند از افسردگی جنون آمیز تا نوع ملایم آن در نوسان باشد.
 به زعم این گروه در طول افسردگی جنون آمیز یا انواع دیگر آن، قسمت های مختلف مغز دچار اختلال شده و این اختلال سبب خلاقیت می گردد.
 این باور ممکن است تاحدودی درست باشد، اما نمی تواند به عنوان یک اصل مسلم پذیرفته شود. نمونه بارز آن ”موریس دیراک“ صاحب کرسی ریاضیات دانشگاه کمبریج بود که هیچ گونه ناهنجاری روحی نداشت، اما بسیار خلاق بود.
 او توانست فرمولی را به شرح زیر برای نوشتن هر عدد تنها با استفاده از 2 پیدا کند که در آن تعداد رادیکالها برابر است با عدد معلوم N
 N =Log2 Log2 √√√√2
دیدگاه شاچتل (Schachtel) در مورد خلاقيت
 شاچتل با نظر فروید در باره خلاقیت مخالف است. به زعم وی تفکر خلاق معلول برخورد و ارتباط وسیع فرد با محیط است. فرد برای تسلط بر محیط به خلق و ایجاد افکار تازه می پردازد نه به خاطر تسکین اضطراب و ناراحتی.
دیدگاه روانشناسان گشتالت
 روانشناسان گشتالت به شیوه های مولد یا بدیع تفکر در باره موقعیت مسئله ساز توجه می کنند. بنابراین، با رویکرد گشتالت باید گفت خلاقیت عبارت است از توانایی در تجدید مسیر فکری حل مسئله. تجدیدمسیر چون ماهیت شناختی دارد، می توان آن را از طریق آموزش آموخت.
 طرفداران رویکرد پردازش اطلاعات مانند سایمون معتقد هستند که حل مسئله تا جایی خلاقیت است که یک یا چند شرط زیر تحقق یابد:
– محصول تفکر بدیع و ارزشمند باشد
– تفکر نامتعارف باشد
– مستلزم پایداری و انگیزه عالی یا با شدت زیاد باشد
– اصل مسئله مبهم و بدون تعریف باشد و حل کننده مسئله مجبور باشد خودش آن مسئله را فرمول بندی کند.
گشتالت
 گشتالت (به آلمانی: Gestalt) نام یک مکتب درروانشناسی و نام گروهی کوچک از روانشناسان آلمانی پیرو این مکتب در قرن بیستم است که نظریات را مبنای کار خود درزمینه بررسی یادگیری قرار دادند.
 گشتالت در آلمانی به معنای «پيكربندي» (configuration) یا شکل (form) است. روانشناسان گشتالت معتقد بودند که گرچه تجربههای روانشناختی از عناصر حسی ناشی میشوند، اما باخود این عناصر تفاوت دارند. روانشناسان گشتالت معتقد بودند که یک ارگانیزم چیزی به تجربه میافزاید که در دادههای حسی وجود نداردو آنها آن چیز را سازمان (organization) نامیدند و همانطورکه بیان شد گشتالت در آلمانی به معنی سازمان است. طبق نظریه گشتالت ما دنیا را در کلهای معنیدار تجربه میکنیم و محرکهای جداگانه را نمیبینیم و کلا هرآنچه میبینیم محرکهای ترکیب یافته در سازمانها(گشتالتها)یی است که برای ما معنی دارند.
 طبق این نظریه کل چیزی فراتر از مجموع اجزای آن است.
فرایند خلاقیت (مدل 1)
 جذب (Absorption): اولین مرحله جذب یا فریفته شدن نسبت به یک موضوع است که اغلب احتیاج به اطلاعات جدید دارد.
 الهام (Inspiration): این مرحله بسیار سریع اتفاق می افتد و تعریف یا مشاهده آن بسیار مشکل است. معمولاًٌ در این مرحله ایده یا راهکار شکل می گیرد.
 آزمایش (Testing): در این مرحله ایده به وجود آمده، آزمایش می شود تا اینکه معلوم شود مفید و مولد است یا خیر
 پالایش (Refinement): در این مرحله ایده، به منظور کاربردی کردن اصلاح می شود. مراحل سوم و چهار بسیار زمان بر است. ادیسون می گوید الهام یک درصد کار است و 99% آن سخت کوشی است.
 فروش (Selling): ارائه ایده به افراد دیگر و قبولاندن آن.
فرایند خلاقیت
فرایند خلاقیت (مدل 2)
 مرحله آمادگی (Preparation): در این مرحله فرد در مورد مسئله مورد نظر به جستجوی اطلاعات می پردازد تا به ایده های مختلف دست یابد.
 مرحله پرورش (Incubation): در این مرحله فرد در ضمیر ناخودآگاه خود برای خلق ایده مطلوب تلاش می کند و ایده خام خود را پرورش و پالایش می کند.
 مرحله بصیرت (Insight): در این مرحله فرد در لحظه ای متوجه راه حل می شود و می گوید ”آهان“
 مرحله روایی (Validation): در این مرحله فرد ایده را آزمایش، و سپس مطابق نیاز شکل داده می شود و کاربرد های مختلف آن مشخص می شود.
فرایند خلاقیت (مدل 2)
فرايند خلاقيت (مدل3)
 ايجاد نگرش موافق براي پذيرش افكار و طرح هاي جديد: رهايي از تفكر ساخت يافته
 افزايش حساسيت افراد نسبت به مسئله: تمركز كامل بر يك مسئله
 مهيا ساختن شرايط خلاقيت از طريق فراهم ساختن مواد خام لازم (تامين منابع علمي، مشاهده، مصاحبه و ….)
 ايجاد سلاست فكر (idea fluency): توان گردآوري فكرها و ايده هاي متنوع و متعدد در مورد مسئله
 استمرار فعاليت ضمير ناخودآگاه بر روي مسئله: ذهن خودآگاه را براي مدتي از مسئله فارغ كنيم تا اين فرصت ايجاد شود كه ذهن ناخودآگاه به يافتن راه حل مسئله بپردازد.
 درخشش ناگهاني يك فكر: انتظار اينكه سرانجام از تجميع و تركيب ايده هاي مختلف، يك فكر جديد جرقه بزند.
فرایند خلاقیت از نظر اوزبورن (مدل 4)
 مرحله حقيقت يابي: این مرحله شامل دو قسمت است:
– تعريف مسئله: تبيين مسئله بسيار اساسي تر از حل آن است.
– آماده سازي: جمع آوري و تحليل داده هاي مربوط به مسئله
 مرحله ايده يابي: اين مرحله شامل دو قسمت است:
– ايده سازي: تدبير ايده هاي موقت به عنوان سرنخ هاي ممكن. در تمام فعاليتهاي ايده يابي آنچه نقش اساسي ايفا مي كند، استعداد تداعي ايده هاست.سه قانون تداعي ايده ها عبارتنداز:
• 1) مجارت: اين حقيقت با چه چيزي همراه است؟ چه اتفاقي قبل و بعداز آن اتفاق مي افتد؟ از چه چيزي كوچكتر يا بزرگتر است؟
• 2) شباهت: اين به چه چيزي شبيه است؟ چه خصوصيات مشتركي با آن دارد؟اجزاي متشكله چطور؟
• 3) تباين: اين با چه چيزي ناهمانند است؟ مورد تفاوت كدام است؟ ضد آن چيست؟ عكس قضيه چگونه است؟
– ايده پروري: ارتقاي كيفيت ايده از طريق تغيير، تركيب، واصلاح ايده ها
 مرحله راه حل يابي: راه حل يابي به دو قسمت تقسيم مي شود:
– ارزيابي: وارسي ايده هاي موقت به وسيله ازمايش و غيره
– گزينش: تصميم گيري در باره راه حل نهايي و پياده سازي آن
فرایند خلاقیت از نظر كالاگر (مدل 5)
 مرحله آماده سازي: در این مرحله همه جوانب مسئله مورد تحقيق و بررسي قرار مي گيرد (شناسايي مسئله و جمع آوري داده ها)
 مرحله نهفتگي: در اين مرحله نوعي فرايند ذهني دروني وجود دارد. فرد اطلاعات تازه با اطلاعات گذشته را در ذهن خود مرتبط مي سازد.
 مرحله اشراق: در اين مرحله ايده به ذهن فرد خطور مي كند.
 مرحله اثبات تحقيقي: سنجش اعتبار يا عدم اعتبار ايده

 

 

 كالاگر، جيمز (1369). آموزش كودكان تيزهوش، ترجمه رضوان مهدي زاده، مشهد: انتشارات استان قدس رضوي.
نگرش هاى خلاقيت
 تفكر ساخت يافته (Structured Thinking)
برمنطق يا راه هاى ساخت يافته خلق خدمات يا محصولات تكيه دارد مانند Reframing Matrix و Morphological Analysis
 تفكر جنبى (Lateral Thinking)
الگوهاى تفكر معمول را در هم مى شكند)تمايل انسان به تفكر در چارچوب الگوهاى متداول) و بر راهكارهاى جهشى و تازه نظر دارد. مانند Provocation و Random Input
مغز انسان
 برندگان نوبل در سال 1972 (Sperry and Ornstein ) نشان دادند كه مغز انسان دو قسمت دارد و هر قسمت كار متفاوتى را انجام مى دهد.
 آموزش هاى سنتى ما را به استفاده از مغز چپ ترغيب مى كند، در حالى كه آموزشى براى استفاده از مغز راست براى توليد ايده هاى جديد، پيش بينى، و تجسم وجود ندارد و بنظر مى رسد اين فعاليت ها در طول آموزش خوابيده باشد.
 طرف چپ مغز براى منطق، قضاوت، صحبت، خواندن، و تحليل رياضى به كار مى رود. طرف راست مغز منبع احساسات، روياها، تجسم و ادراك مستقيم است.
مغز انسان
 بخشي از فعاليت هاي ذهني در برگيرنده تفكر عقلايي و بخش ديگر شامل فعاليت هاي ذهن ناخودآگاه است كه به طور مبهم درك شده يا بر آن كنترل نداريم.
 به زعم كارلايل، ناحيه تعمق در زير ناحيه بحث و استدلال آگاهانه قرار داشته و در عمق ساكت و اسرارآميز اين ناحيه، نيروي حياتي نهفته است. اگر چيزي بخواهد خلق شود، بايد در اين ناحيه قرار داشته باشد.

مغز زبرین و زیرین
 وقتی به مغز چپ و راست اشاره می کنیم، در واقع توجه ما به مغز چپ و راست زبرین است.
 مغز زیرین یا تحتانی خارج از کنترل اراده شخص بوده و دربرگیرنده تمامی فعالیت های روزمره ای است که مغز با شعور بر آن حاکم نیست.

رابطه بهره هوشی (IQ) و خلاقیت
 تحقیقات کلان تورسن (1975) همبستگی ضعیفی (2/0) را میان آزمون های هوش و آزمون های خلاقیت نشان می دهد.
 آزمون های خلاقیت دسته ای از ویژگی های ذهنی را می سنجند که آزمون های هوش قادر به سنجش آنها نیستند (گود و برافی، 1977).
 بیشتر آزمون های هوش تفکر همگرا را می سنجند. بنابراین، شاید این آزمونها نتوانند تفکر واگرا یا خلاقیت را به خوبی اندازه بگیرند.
 میان هوش و خلاقیت رابطه وجود دار، اما مقدار آن کمتر از 5/0 است که نشانگر ارتباط متوسط به پایین است. البته این نتیجه گیری زمانی درست است که آزمون های خلاقیت از اعتبار لازم برخوردار باشند.
 میزان معینی از هوش برای ظهور خلاقیت لازم است، اما بعداز این میزان که همان ”آستانه خلاقیت“ است، رشد و ظهور خلاقیت بستگی به عواملی به جز هوش دارد. یکی از این عوامل ساخت شخصیت فرد و دیگری وضعیت محیطی و اجتماعی اوست.
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك SCAMPER
 كلمه تركيبى از افعالى است كه در ايده يابى به كار مى رود.
– Substitute (جايگزين كردن(
– Combine (تركيب كردن(
– Adapt (وفق دادن(
– ) Modify تعديل كردن(
– Put to other Uses (كاربرد ديگر(
– Eliminate (حذف كردن(
– Reverse (وارونه سازى(
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك SCAMPER
 چه چيزي را مي توان جايگزين كرد؟
 چه چيزي را مي توان با آن تركيب كرد؟
 چه چيزي ديگري مثل اين است؟
 چه چيزي را اضافه كنيم؟ زمان بيشتر؟ تكرار بيشتر؟ بلندتر؟ طولاني تر؟
 كاربرد در جاي ديگر؟
 كوچك كردن؟
 جابجا كردن اجزاء
تمرین
 فرض کنید، شما در واحد روابط عمومی کار می کنید و عملکرد و ضرورت وجودی این واحد از سوی مدیریت ارشد مورد سئوال واقع شده است. از واحد طرح و برنامه خواسته شده است که راهکارهای جدیدی را در این خصوص پیشنهاد نماید. با استفاده از تكنيك SCAMPER راهکارهای خود را تدوین کنید.
ابزارهاى خلاقيت
چك ليست اوزبورن
 چگونه مي توان اين محصول را تعديل كرد (modify)؟
 چه چيزي را مي توان به آن اضافه كرد (magnify)؟
 چه چيزي را مي توان از آن كم كرد (minify)؟
 چه چيزي ديگري مثل اين است (adapt)؟
 چه چيزي را مي توان جايگزين كرد (substitute)؟
 چگونه مي توان تركيب آن را عوض كرد (rearrange)؟
 چگونه مي توان جهت مشكل را تغيير داد (reverse)؟
 چه چيزي را مي توان با آن تركيب كرد (combine)؟
تمرین
 موافقتنامه سندی است مالی که به موجب آن دستگاه اجرایی از یک طرف تعهد مینماید که شرح عملیات موجود درآن را رعایت نماید واز طرف دیگر معاونت نظارت راهبردی نیز به تناسب پیشرفت امور نسبت به تخصیص اعتبار اقدام نماید. موافقت نامه مبنایی است برای نظارت عملیاتی معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی و همچنین نظارت مالی ذیحسابی در دستگاههای اجرایی. با استفاده از چک لیست اوزبورن چه توصیه هایی برای اصلاح این روش پیشنهاد می نمایید؟

 

ابزارهاى خلاقيت
تكنيك Synectics
 اين تكنيك يك فرايند خلاقيت و حل مسئله است كه رويكرد ساخت يافته را با رويكرد حل آزادانه مسئله كه در فنون يورش فكري استفاده مي شود، تركيب مي كند.
 كلمه synectics به معني اتصال عواملي است كه به ظاهر همانند نيستند. اين تكنيك توسط ويليام گوردن (1961) طراحي شده است.
 ابزارهاي مختلفي در اين تكنيك استفاده مي شود و تمامي آنها بر اصول يكساني استوار هستند: نگاه به چيزهاي معمولي به روش غيرمعمولي و تركيب وآميختن گسستگي هاي قبلي.
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك Synectics
 تقليد (Parody)
 قياس (Analogise)
 پيوند زدن (Hybridise)
 تكرار (Repeat)
 تركيب (Combine)
 جزء كردن (Fragment)
 تناقض (Contradict)
 تفريق Subtract))
 افزودن (Add)
 انتقال (Transfer)
 تغيير Change))
 مقياس (Scale)
 جايگزيني (Substitute)
 جداسازي (Isolate)
ابزارهاى خلاقيت
يورش فكرى (BrainStorming)
– در اين روش گروه سعى مى كند با انباشتن تمام ايده هايى كه توسط افراد ارائه مى شود راه حلى را براى حل مسئله بيابد.
– اوزبورن چهار قاعده اساسى را براى كاربرد اين تكنيك مورد تاكيد قرار مى دهد:
• ممنوعيت انتقاد از ايده هاى ارائه شده
• استقبال از تمام ايده ها حتى ايده هايى كه احمقانه بنظر مى رسند
• هدف كميت ايده هاست نه كيفيت آنها (Quality breeds quality)
• ترغيب به تركيب و بهبود ايده هاى قبلى
يورش فكرى نوشتارى
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك دلفي (Delphi Technique)
 دلفي نام معبدي بوده كه آپولون در آن به پيش گويي مي پرداخت. به زعم پاينه (1991) تكنيك دلفي شامل مراحل زير است:
– مرحله 1: هريك از اعضاء مستقلاً و مخفيانه عقيده و نظر يا راه حلي را خود را مي نويسد
– مرحله 2: نظرات گردآوري و تجميه مي شوند.
– مرحله 3: ارسال نظرات تجميع شده به هريك از اعضاء
– مرحله 4: اظهار نظر هر يك از اعضاء در مورد نظرات و تكميل و ارسال نظرات جديد
– مرحله 5: تكرار مراحل 3 و 4 تا اتفاق اراء به دست ايد.
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك گردش تخيلي (Speculative excursion)
 به زعم گوردن (1961) ذهن آدمي به هنگام شكوفايي خلاقيت و ابتكار در يك حالت خاص رواني است كه اگر بتوانيم آن حالت را ايجاد كنيم، خلاقيت امكان وجود مي يابد.
 در اين روش به كمك استعاره و تخيل كار تلفيق و تركيب در ذهن افراد انجام مي گيرد و ايده هاي جديدي شكل مي گيرند.
 در جلسات خلاقيت تعداد اعضاء 6 تا 8 نفر مي باشند. فردي رهبري جلسه را عهده دار است و بحث ها را هدايت مي كند . ايده هاي ابراز شده ثبت مي گردد.
 در اين روش يك فرد مشكلي را مطرح مي كند و ايده هاي ارائه شده براي حل مشكل را نقد و تعدادي از آنها را كه بهتر مي يابد، انتخاب مي كند.
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك الگوبرداري از طبيعت (Bionics)
 الگوگيري از طبيعت براي خلاقيت و نوآوري
 اقتباس از واكنش هاي طبيعي گياهان و نحوه رشد و نمو آنها براي ايده زايي
 اين روش بيشتر در حوزه مهندسي و فناوري هاي نوين متداول است.
 سايبرنتيك و هوش مصنوعي نمونه اي از ايده هاي خلق شده مبتني بر مطالعه سيستم هاي طبيعي هستند.
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك تفكر جنبي (Lateral thinking)
 در اين روش سعي مي شود از الگوي هاي ذهني ساخت يافته اجتناب شود تا بتوان به ايده هاي جديد دست يافت.
 تفكر ساخت يافته انسان را از ديدن چيزهايي جديد باز مي دارد، در حاليكه تفكر جنبي نگاه فرد را به نقاط جديد معطوف مي سازد.
 يكي از راههاي تحقق تفكر جنبي، ايجاد يك انديشه واسطه غيرممكن است. اين انديشه موجب طيران فكر و ذهن شده و با تعديل آن مي توان به انديشه نو و عملي دست يافت. مانند ارائه مجاني خدمات براي يك فروشگاه ويدئو فروشي كه به دليل گسترش فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي با كمبود مشتري و كاهش درآمد مواجه شده است.
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك ارتباط اجباري (Forced Association)
 در اين شيوه بايد بين دو گروه از پديده ها ارتباط اجباري ايجاد كرد. اين دو گروه به نظر مي رسند باهم مرتبط نباشند.
 گروه در ايجاد اين ارتباط ممكن است به ايده هاي جديدي دست پيدا كند.
A + B = C
 در معادله فوق A و B دو چيز هستند كه از ارتباط دهي آنها ايده C به دست مي آيد.
 يك بازي براي درك مفهوم: دو كلمه را در نظر بگيريد و سعي كنيد با كمترين تغييرات از كلمه اول به كلمه دوم برسيد. مثلاً
 CAT to DOG.
– CAT
– COT
– DOT
– DOG
Morphological Analysis

ابزارهاى خلاقيت
تحليل ريخت شناسى (Morphological Analysis)
– فهرست كردن ويژگى هاى محصول، خدمات، يا استراتژى
– ترسيم جدولى كه عناوين آن اين ويژگى ها را نشان مى دهد
– نوشتن متغيرهاى ممكن هر ويژگى در هر ستون
– انتخاب يك متغير از هر ستون و تركيب آنها تا گزينه هاى مختلف به دست آيند.
– ارزيابى گزينه ها و انتخاب بهترين گزينه با توجه به قابليت اجراى آنها.
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك انجام بده (DO IT):
 يك كلمه تركيبى از:
– Define Problem (تعريف مسئله(
– Open Mind and Apply Creative Techniques )تفكر و بكارگيرى فنون خلاق(
– Identify best Solution (تشخيص بهترين راهكار(
– Transform (تبديل(
ابزارهاى خلاقيت
تكنيك سيمپلكس (Simplex)
 از مراحل 8 گانه زير پيروى مى كند
– مسئله يابى (Problem finding)
– حقيقت يابى (Fact finding)
– تعريف مسئله (Problem definition)
– ايده يابى (Idea finding)
– انتخاب و ارزشيابى (Selection & Evaluation)
– برنامه ريزى (Planning)
– فروش ايده (Sell idea)
– اقدام (Action)

ابزارهاى خلاقيت
تحريك (Provocation)
 يك تكنيك تفكر جنبى است
 طرح نظر احمقانه اى در مورد مسئله (تحريك آميز)
 قضاوت در خصوص گفته تحريك آميز را كنار بگذاريد
 با آزمون موارد زير ايده يابى كنيد:
– پيامدهاى گفته مورد نظر
– تحت چه شرايطى گفته مورد نظر مى تواند راه حل معنادار باشد؟
– اصول لازم براى حمايت و اجراى آن
 ايده هاى توليد شده احتمالاً تازه و مبتكرانه خواهد بود.
ابزارهاى خلاقيت
بهبود وارونه (Reversal Improving)
 ابزار مفيدى است براى بهبود محصول يا خدمات
 طرح سئوالات وارونه
 به كارگيرى نتايج حاصل
 مشابه ضرب المثل معروف لقمان: ادب از كه آموختى از بى ادبان
وارونه سازى
 ويژگى هاى چيزى را كه مى خواهيد اصلاح كنيد، فهرست كنيد.
 متضاد ويژگى هاى شى را تجسم كنيد.
 از خودتان بپرسيد آيا مى توانيد بعضى از اين ايده هاى متضاد را انتخاب كنيد كه معنى دار باشد.
 مثال
ويژگى هاى كتاب ويژگى هاى متضاد
حاوى كلمات است داراى كلمات نيست، فقط تصوير، يا علائم
از كاغذ ساخته شده از كاغذ ساخته نشده
شكل مستطيل شكل غير مستطيلى

مثال بهبود وارونه
چطور مى توانيم رضايت مشتريان را كاهش دهيم؟
– وقتى مشتريان تلفن مى زنند پاسخ ندهيد
– در پاسخ به مشتريان از افرادى استفاده كنيد كه در مورد مصولات/خدمات اطلاعى نداشته باشند
– از كاركنان بى ادب/گستاخ استفاده كنيد.
– خبر دروغ به مشتريان بدهيد.
– ………………………..
 اگر اين موارد وجود دارد به اصلاح آنها بپردازيد
ابزارهاى خلاقيت
ماتريس چارچوب (Reframing Matrix)
 يك تكنيك ساده است كه به شما امكان مى دهد به مسائل از زواياى مختلف نگاه كنيد.
 سئوال مورد نظر را در مركز شبكه قرار دهيد
 چارچوبه هاي اطراف شبكه بايد معرف ديدگاه هاى مختلف باشند.
 خود را جاى افراد مختلف (ديدگاه هاى مختلف) بگذاريد و با ذهنيت آنها راه حل هايى را تصور كنيد.
 دو نگرش در خصوص ماتريس چارچوب وجود دارد:
– نگرش چهار P
– نگرش حرفه اى ها

ماتريس چارچوب: نگرش چهار P
 اين نگرش از ديدگاه هاى زير مسائل را مورد بررسى قرار مى دهد
ماتريس چارچوب- مثال
(Reframing Matrix)
ماتريس چارچوب: نگرش حرفه اى ها
 اين نگرش از نقطه نظر حرفه اى هاى مختلف به مسئله نگاه مى كند
ابزارهاى خلاقيت
درونداد تصادفى (Random Input)
 يك ابزار تفكر جنبى است
 تكنيكى است براى ارتباط دهى الگوى فكرى ديگر به الگويى كه ما استفاده مى كنيم.
 يك اسم را به تصادف از فرهنگ لغت يا …. انتخاب كنيد.
 از اين اسم به عنوان نقطه شروع يورش فكرى به مسئله مورد نظر استفاده كنيد.
 انتظار مى رود بعضى از اين اسم ها آغازى براى جهش خلاق باشد.
ارتباط دهى اسم با مسئله
يك مثال از ارتباط دهى تصادفى
(Edward De Bono)
 هر صفحه اى از فرهنگ لغت را بازكنيد، لغتى را به تصادف انتخاب كنيد و سعى كنيد كلمه را به مسئله مورد نظر ارتباط دهيد.
 دو بونو معتقد است 40% از كلمات هيچگونه پيشنهادى را عرضه نمى دارند.
 مثال:
– مسئله: دانش آموزى براى نقاشى با عنوان “گروه انسانى” دنبال سوژه مى گردد. اسم زير به طور تصادفى از فرهنگ انتخاب شده اند: حفظ كردن- آواز يا شعر- گروه آواز خوان
– دست- دست دادن- گروهى از افراد كه در يك ملاقات باهم دست مى دهند
مردم در باره اين تكنيك چه مى گويند؟
 “بيشتر مردم به طور غير منطقى در مقابل تكنيك مقاومت مى كنند. منهم در ابتدا چنين بودم، اما بيشتر وقت ها آن را استفاده مى كنم.”
Geoffrey Petty, Author of “How to be better at Creativity”
 من اغلب تكنيك استفاده از فرهنگ لغت را بكار مى برم. در ابتدا به نظرم احمقانه مى رسيد. به هرحال، تعريف ايده در فرهنگ لغت مرا به تفكر وا مى دارد. سعى مى كنم ارتباطى را پيدا كنم. وقتى دنبال ارتباط هستم عقل سليم و شناخت بروز مى كند.
Andrew Wright, Author of “How to improve your mind.”

ابزارهاى خلاقيت
تكنيك TKJ
 تكنيك حل گروهي است و توسط كوباياشي و كاواكيتا ابداع شده است. اين روش به شرح زير است:
هر فرد در گروه، راهكارهاي مرتبط با مسئله را روي يك كارت مي نويسد. سپس كارت ها بين افراد به گونه اي توزيع مي شود كه كارت هيچكس به دست خودش نرسد. نوشته هر كارت با صداي بلند خوانده مي شود. ديگر اعضاي گروه در كارت هاي خود راهكارهايي را كه به راهكار قرائت شده نزديك است را انتخاب مي كنند. بدين ترتيب مجموعه اي از راهكارها تشكيل مي شود.

ابزارهاى خلاقيت
تكنيك Triz
 تريز (TRIZ) فني است براي شكوفايي خلاقيت كه به شما امكان مي دهد تا مسئله را از زواياي مختلف مورد لحاظ قرار دهيد، مسئله واقعي خود را بشناسيد، و راه حل هاي ممكن را ببينيد. نظريه تريز توسط دانشمند روسي آلت شولر در طي 50 سال كار بر روي 5/2 ميليون اختراع ثبت شده در جهان ابداع شده است و معني آن نظريه حل مبتكرانه مسئله است. هدف تريز كشف اين حقيقت بود كه چطور مخترعان خلاق اختراع مي كنند. از طريق تحليل گسترده اختراعات ثبت شده، او دريافت كه تمام سيستم هاي تكنولوژيكي برپايه الگوهاي قابل پيش بيني و عيني تكامل يافته اند. اين يافته ها در قالب قوانين تكامل سيستم تكنولوژيكي مدون شده اند. اين قوانين به مهندسين كمك مي كند تا بتوانند مسائل توليد و طراحي محصول را به طور كارامد و اقتصادي حل كنند. هرچند تئوري تريز لايه هاي مختلفي دارد اما يادگيري آن آسان است و ابزارها را مي توان به سرعت به كار گرفت. تريز راه حلهاي مفهومي را براي تمام مسائل ارائه مي دهد.
[1] Teoriya Resheniya Izobreatatelskikh Zadatch.
ابزارهاي Triz
 اين ابزارها ساده و قدرت مند هستند و عصاره تحقيقات تريز را مورد استفاده قرار مي دهند كه راه حل هاي ابتكاري را در يك ماتريس تناقض، 40 اصل، 76 استاندارد ابتكاري، و 2500 تاثير و منابع طبقه بندي كرده است. در چارچوب تريز، دانشمند روسي آلت شولر، الگوريتمي را براي حل مسئله مبتكرانه طراحي كرد (ARIZ). ابزارهاي تريز عبارت انداز:
 تناقض ها (Contradictions): تريز تناقض هاي فني را از طريق كاربرد 40 اصل مبتكرانه حل مي كند.
 روندهاي تحول (Trends of Evolution): پژوهش تريز نشان داد كه تمام صنايع و محصولات از منحني S شكلي تبعيت مي كنند. تريز به شما مي آموزد كه چطور منحني S شكل را براي توليدات خود ترسيم كنيد.
 كمال گرايي (Ideality): تريز بر راه حل هاي متفكرانه مسئله تاكيد دارد.
 غلبه بر تنبلي رواني (Overcoming Psychological Inertia): تريز نگرش ها و روش هايي را كه توسط افراد خلاق بكار گرفته شده اند را براي درهم شكستن تنبلي رواني مورد لحاظ قرار مي دهد و به شما نشان مي دهد كه چطور آنها را به طور موثر بكار بگيريد.
ابزارهاي Triz
 تحليل ميدان ماده (Substance-Field Analysis): تريز بر اين پايه عمل مي كند كه تقريباً تمام مسائل قبلاً حل شده اند. بنابراين، نگاشت مسئله بر روي مسائل عمومي براي پيدا كردن راه حل هاي عمومي در مورد مسئله مورد نظر است. مسئله مورد نظر به دو ماده اصلي و يك ميدان شكسته مي شود. اولين ماده چيزي است كه بايد تغيير يابد يا عملي بر روي آن صورت گيرد، ميدان عبارت است از انجام عمل و ماده دوم اغلب ابزار يا چيزهايي است بايد انجام شوند. تحليل ميدان ماده يك روش ساده و در عين حال نگاه ماهرانه به مسئله است تا بتوان يكي از راه حل هاي تريز يا 76 استاندارد مبتكرانه را در مورد آن به كار گرفت.
 مديريت دانش (Knowledge Management): تريز شما را به نظريه هاي علمي و مهندسي هدايت مي كند كه در اختراعات ثبت شده براي حل مسائل مورد استفاده قرار گرفته اند. تريز اين نظريه ها را طبقه بندي كرده است و به شما مي آموزد كه چطور آنها را براي حل مسئله مورد نظر از طريق توصيف مسئله در ساده ترين شكل آن (موضوع- اقدام- شي) استفاده كنيد.
40 اصل Triz
 40 اصل، به عنوان راهكار براي خيلي از تناقض هاي عمومي در رشته هاي مختلف قابليت كاربرد دارند.
 برخي از اين اصول عبارتنداز:
ماتريس تناقض (Contradiction Matrix )
 براي حل خلاقانه مسائل، تريز يك روش ديالكتيكي از تفكر ارائه مي دهد. يعني 1)مسئله را به عنوان يك سيستم در نظر بگيريد؛ 2) راهكار ايده آل را تصور كنيد؛ و 3) تناقض هاي ممكن را حل كنيد.
 ماتريس تناقض اصول مبتكرانه اي را براي حل تناقض هايي ارائه مي دهد كه به هنگام بهبود يك ويژگي محصول، فرايند، يا سيستم بروز مي كند.
 به عنوان مثال، در طراحي يك چتر نجات مي توان تناقض سرعت را در نظر گرفت. تناقض بين كاهش سرعت چتر و سطح (پارچه) مورد نياز وجود دارد. اگر بخواهيم سرعت چتر نجات را كاهش دهيم، بايد چتر بزرگتري (پارچه زياد) بسازيم.
تشريح 39 ويژگي ماتريس تناقض
تشريح 39 ويژگي ماتريس تناقض
تشريح 39 ويژگي ماتريس تناقض

فرايند Triz
 تشخيص مسئله
 تدوين مسئله. آيا مي توان از طريق بهبود يك ويژگي فني به حل مسئله دست يافت؟
 مسائل حل شده قبلي را كاوش كنيد.
 اصلي كه لازم است تغيير يابد را پيدا كنيد و اصلي كه تاثير ثانويه نامطلوبي را دارد پيدا كنيد.
 راه حل هاي تحليلي را جستجو كنيد و راه حلي را انتخاب كنيد كه با مسئله سازگار است .
روش حل مسئله Triz
 مسئله خاص خود را روي مسئله عمومي تريز نگاشت كنيد.
 در رابطه با مسئله عمومي به راهكار متناظر در تريز مراجعه كنيد.
 از روي راهكار خاص تريز (76 استاندارد مبتكرانه)، راهكار خاص مسئله خود را احصاء كنيد.
سنجش خلاقیت
 از دیدگاه تورنس یک رویکرد در سنجش خلاقیت آن است که از افراد پرسش هایی شود. اگر پاسخ ها غیر متداول (تفکر جنبی) باشند، نشانگر خلاقیت است.
 مثلاً شش عدد لیوان به ترتیبی که در شکل می بینید روی میز چیده شده اند. فقط با یک حرکت آنها را طوری مرتب کنید که لیوان های پر و خالی یک در میان قرار گیرند.
سنجش خلاقیت
 از دیدگاه تورنس (Torrance) رویکرد دیگر در سنجش خلاقیت آن است که از آزمونی ها خواسته شود تا کاربردهای مختلف اشیاء را شرح دهند. مانند کاربردهای مختلف آجر، قوطی حلبی، خلاق دندان و گیره کاغذ. فرد خلاق می تواند کاربردهای بیشتر و غیرمتداول را به زبان آورد.
 به عنوان مثال، در رابطه با کاربرد آجر ممکن است، جواب های زیر داده شود:
– ساخت خانه، ساختن اجاق، ساختن دیوار دفاعی، ابزار حمله به دیگران، مقیاسی برای وزن کردن اجسام دیگر
سنجش خلاقیت
 مدنیک (Mednick) آزمون معروف ”روابط بعید“ را برای سنجش خلاقیت وضع کرده است. این آزمون مبتنی بر ایجاد روابط میان مفاهیمی است که چندان بهم مرتبط نیستند.
 به عنوان مثال، چهارمین کلمه ای را پیدا کنید که با سه کلمه هر پرسش مرتبط باشند:
– الف) موش، آبی، کلبه،
– ب) بیرون، سگ، گربه،
– ج) چرخ، برق، قوی،
– د) شگفتی، خط، تولد،
سنجش خلاقیت
 والاک (Wallach) و کوگان (Kogan) آزمون معنی خطوط و الگوها را برای سنجش خلاقیت ابداع کرده اند. در این آزمون، یک رشته خطوط و الگوهایی که ظاهراً معنی ندارند به ازمودنی عرضه می شود. آزمونی از طریق تداعی و تخیل بتواند معنی یا معانی خاصی را از این خطوط و الگوها استنباط کند.
 مثلاٌ به نظر شما، خطوط زیر چه چیز یا چه چیزهایی را نشان می دهند؟
آزمون استفاده هاي غيرمعمول (Unusual Uses Test) براي سنجش انعطاف پذيري به عنوان شاخص خلاقیت
 مطابق نظر گیلفورد، در اين آزمون به آزمون شونده يك كلمه مانند آجر داده مي شود و از او خواسته مي شود تا در مدت 8 دقيقه تمام موارد استفاده از آنرا نام ببرد (گيلقورد، 1967). مانند استفاده غيرمعمول از نمك
– در مسير رفت و آمد احتمالي حشرات بپاشيد تا پراكنده شوند.
– براي تسهيل پخت تخم مرغ كمي نمك در آب جوش بريزيد.
– براي آزمايش تازه بودن تخم مرغ، آن را در آب نمك دار بياندازيد، تخم مرغ تازه زودتر در آب فرو مي رود.
– براي ترد نگهداشتن سالاد به آن نمك اضافه كنيد
– براي تازه نگهداشتن شير كمي نمك به آن بزنيد
آزمون استفاده هاي غيرمعمول در رابطه با آجر
 فرد ب
 گذاشتن جلو در
 زدن به سگ
 درست كردن قفسه كتاب
 غرق كردن يك گربه
 كوفتن يك ميخ
 درست كردن دروازه فوتبال
اين پاسخ ها انعطاف پذيري و واگرايي بيشتري دارند.
 فرد الف
 ساختن مدرسه
 ساختن مسجد
 ساختن دودكش
 ساختن اجاق
اين جوابها نشان دهنده انعطاف پذيري و واگرايي كمتري است.
آزمون طرح عنوان (Plot Title Test) براي سنجش اصالت به عنوان شاخص خلاقیت
 مطابق نظر گیلفورد، در اين آزمون به آزمون شونده داستان کوتاهی گفته می شود و از او خواسته می شود تا تمام عنوان هایی را که برای داستان مناسب تشخیص می دهد را بگوید. مانند گرفتار شدن یک مبلغ مذهبی به دست آدمخوارهاست. دختر رئیس قبیله به او پیشنهاد ازدواج می دهد تا از مرگ رهایی یابد، اما او سرباز می زند و زنده پخته می شود.
 عناوین احتمالی برای چنین داستانی از سوی یک دانش آموز چنین است: 1) داستان دیگ؛ 2) شام خوشمزه؛ 3) خورشت واعظ؛ 4) جفتی بدتر از مرگ؛ 5) پاک ولی عجول؛ 6) جایزه ای داغ برای آزادی؛ 7) شکست و پیروزی
آزمون سلاست فکر از دیدگاه گیلفورد
 در اين آزمون تعداد پاسخ های مختلفی که آزمودنی به یک سئوال می دهد، ملاک سلاست فکر هستند.
 در این آزمون تعداد پاسخ های بیشتر، به منزله این احتمال است که بعضی از پاسخ ها ممکن است واگرا باشد.
سلاست فكر
ويژگى هاى افراد خلاق از دیدگاه تورنس
 زيبا پسندى
 علاقه كم به روابط اجتماعى
 حساسيت زياد به مسائل اجتماعى
 قدرت نفوذ در ديگران
 قدرت تجسم آینده و برنامه ریزی
 درک سریع و صحیح از روابط بین پدیده ها
 فراتر رفتن در انجام تکالیف
 وقت شناسی
 آزردگی از انجام کارهای روزمره و تکراری
 كنجكاوى زياد
 شخصيت غير رسمى
 پشتكار و انضباط در كار
 استقلال
 تفكر نقادانه
 اشتياق و احساس سرشار
 تقكر شهودى (ادارك مستقيم)
 میل به ریسک کردن
 اعتماد به نفس بالا
عوامل سازمانى موثر بر خلاقيت
 فرهنگ سازملنى
 فضاى سازمانى
 سبك رهبرى
 منابع و مهارت ها
 ساختار سازمانى
 سيستم هاى سازمانى
عوامل جلو برنده خلاقیت سازمانی (موریس، 2008)
عوامل بازدارنده شکوفایی خلاقیت در سازمان (پژوهش در ایران)
عوامل بازدارنده شکوفایی خلاقیت در سازمان
موانع خلاقيت از دیدگاه شل کراس (1993)
 موانع تاریخی: باور تاریخی در میان مردم به تقدیر و به تبع ان تلاش اندک برای تغییر
 موانع بیولوژیک: حداقل هوش طبیعی مورد نیاز برای خلاقیت
 موانع اجتماعی: واکنش منفی بازیگران اجتماعی به نوآوری افراد
 موانع روانی: آسیب های روانشناختی که بروز خلاقیت را محدود می سازد
 موانع ساختاری: روابط منقطع و گسسته میان نهادهای بنیادین در نقش بازدارنده ظاهر می شود. به عنوان مثال، تولید، فناوری، و علوم ممکن است به صورت جزیره ای و گسسته از هم عمل نمایند.
ترغيب خلاقيت
 راههاي متعددي براي تقويت خلاقيت بكار مي روند كه از آنجمله است:
 ايجاد فضاي خلاق: تقويت فرهنگ خلاقيت
 اختصاص دادن بخشي از وقت افراد براي خلاقيت
 استفاده از سيستم پيشنهادها
 ايجاد واحد ويژه خلاقيت و نوآوري
شش اصل برای ترغیب خلاق (VanGundy, 2005)
 ایده زایی را از ارزشیابی جداکنید
 پیش فرض ها را آزمون کنید
 از تفکر قالبي اجتناب کنید
 دیدگاههای جدید خلق کیند
 تفکر منفی را کاهش دهید
 ریسک پذیر باشید.
كاهش تفكر منفي (Diverse Stimuli )
 انگیزه باعث هدایت فرد در مسیر جدید می شود.
 خلاقيت به انگيزش دروني (intrinsic motivation) بستگي دارد كه بر تمايل به كار بخاطر خودش اشاره دارد. انگيرش بيروني (Extrinsic motivation) به خلاقيت آسيب مي رساند (رابينسون و استرن، 1997).
 انگیزه چه در سطح فردی یا گروهی و یا سازمانی بستر خلاقیت است.
 تجربه نشان می دهد که خلاقیت های بسیاری به محضر ایجاد انگیزه لازم به منصه ظهور رسیده اند.
 استقرار سازوکارهای انگیزشی مناسب برای شکوفایی خلاقیت بسیار ضروری است.
 راههای ایجاد انگیزه عبارتنداز:
– افراد را در مشاغلی قرار دهید که توانایی انجام آن را دارند
– ایجاد ارتباطات بین افراد
– فرصت هایی را ایجاد کنید تا افراد استعداد دورنی خود را بروز دهند.
كاهش تفكر منفي (Minimizing Negative Thinking)
 وقتي براي اولين بار كسي ايده جديدي را مطرح مي كند، واكنش شما به آن چيست؟ اگر شما يك فرد استثنايي نباشيد، يك انتقادگر طبيعي هستيد.
 از سنين پايين ما يادگرفته ايم كه از هر چيز جديدي انتقاد كنيم. در بزرگسالي نيز انتقادگري يك طبيعت ثانويه ماست.
 براي كاهش تفكر منفي سعي كنيد از واكنش متوازن به شرح زير استفاده كنيد:
– ايده هاي جديد را به مثابه مواد اوليه در نظر بگيريد كه بايد پالايش شوند
– خودتان را عادت بدهيد كه به هنگام شنيدن ايده جديد، در خصوص مزاياي آن بپرسيد.
– در ارزيابي ايده هاي جديد به صورت متوازن به محاسن و معايب آن توجه كنيد.
تمرين:كاهش تفكر منفي
 در رابطه با يك ايده فرضي، واكنش هاي منفي خود را در ظرف 5 دقيقه بنويسيد. آنگاه نوشته خود را با موارد زير مقايسه كنيد. بايد شباهت هاي زيادي وجود داشته باشد. حال سعي كنيد بجاي تفكر منفي از آن دفاع كنيد.
– شرايط ما متفاوت است.
– ما زمان زيادي نداريم
– سيستم ما براي اينكار بسيار كوچك است
– الگوي ما قابل اعتماد است.
– ايده غيرعملي است
– ما هنوز آمادگي اجراي آن را نداريم.
– اجراي آن مستلزم وقت زيادي است.
– اجراي آن مستلزم سرمايه گذاري زيادي است
– ايده خيلي افراطي است
– ايده جديدي نسبت به آنچه كه انجام مي دهيم، نيست.
– بر روي كاغذ ايده خوبي است، اما قابليت اجرا ندارد.
سازمان خلاق
عناصر شش گانه خلاقیت سازمانی از دیدگاه Robinson & Stern, 1997
 به زعم رابينسون و استرن (1997) مديريت خلاقيت ناظر بر افزايش احتمال خلاقيت در سازمان است و در اين رابطه عناصر زير نقش كليدي دارند.
 همترازی Alignment
 فعالیت خود-ابتکار Self-Initiated Activity
 فعالیت غیررسمی Unofficial Activity
 خوشبختی Serendipity
 محرک های گوناگون Diverse Stimuli
 ارتباطات درون سازمانی Within-Organization Communication
همترازی (Alignment)
 حدودی كه منافع و اقدامات هر کارمند با اهداف سازمانی همخوانی دارد.
 فقدان همترازی یکی از دلایل اصلی برای فقدان خلاقیت در سازمان است.
 همترازی هم غیرملموس و هم دستیابی به آن مشکل است.
 راههای ارتقای همترازی عبارتنداز:
– روشنگری در مورد اهداف کلیدی سازمان
– تعهد به ابتکاراتی که باعث تحقق اهداف کلیدی می شود
– پاسخگویی در مورد اقداماتی که بر اهداف کلیدی اثرگذار هستند.
فعالیت خود-ابتکار (Self-Initiated Activity)
 اقدامات غیرمنتظره خلاق تنها از فعالیت خودابتکار ناشی می شود
 تمایل به ابتکارات خلاق نه تنها در درون افراد وجود دارد، بلکه همانند گرسنگی یک انگیزه عمیق در انسان است.
 لازم است سازمان برای ارتقای خلاقیت خود-ابتکار فضای لازم را ایجاد کند.
 راههای موثر برای واکنش به ایده های افراد عبارتنداز:
– پوشش هر فرد
– تسهیل فرایند
– مستندسازی ایده ها
– استقرار سیستم ها مبتنی بر انگیزش دورنی
فعالیت غیر رسمی (Unofficial Activity)
 کار بدون پشتیبانی رسمی، سازمان را قادر می سازد به بهبود غیرقابل انتظار دست یابد.
 مزایای حاصله از حالت غیررسمی، از طریق فعالیت های رسمی قابل حصوص نیست.

محرک های گوناگون (Diverse Stimuli )
 انگیزه باعث هدایت فرد در مسیر جدید می شود.
 خلاقيت به انگيزش دروني (intrinsic motivation) بستگي دارد كه بر تمايل به كار بخاطر خودش اشاره دارد. انگيرش بيروني (Extrinsic motivation) به خلاقيت آسيب مي رساند (رابينسون و استرن، 1997).
 انگیزه چه در سطح فردی یا گروهی و یا سازمانی بستر خلاقیت است.
 تجربه نشان می دهد که خلاقیت های بسیاری به محضر ایجاد انگیزه لازم به منصه ظهور رسیده اند.
 استقرار سازوکارهای انگیزشی مناسب برای شکوفایی خلاقیت بسیار ضروری است.
 راههای ایجاد انگیزه عبارتنداز:
– افراد را در مشاغلی قرار دهید که توانایی انجام آن را دارند
– ایجاد ارتباطات بین افراد
– فرصت هایی را ایجاد کنید تا افراد استعداد دورنی خود را بروز دهند.
ارتباطات درون سازمانی
(Within-Organization Communication )
 بیشتر اقدامات خلاق حاصل پیوند دهی افراد از واحدهای مختلف است.
 ارتباطات رسمی، گزینه مناسبی برای خلاقیت نیست. فضایی را ایجاد کنید تا افراد به طور غیررسمی با یکدیگر ارتباط داشته باشد.
 راههای ارتقای ارتباطات درون سازمانی عبارتنداز:
– ایجاد فرصت برای تعامل افرادی که به طور معمول همدیگر را ملاقات نمی کنند.
– اطمینان حاصل کنید که اریک از افراد شناخت کافی از اهداف و عملیات سازمان دارند، تا استعداد خود را در آن مسیر بکار گیرند.
– اولویت هایی را اعلام کنید که مبتنی بر همکاری و مشارکت گروهی افراد باشد.
مديريت ايده ها
 تمام فعاليت هاي كاري با يك ايده شروع مي شود. در درون سازمانها نيز شما براي طراحي، توليد، مهندسي، بازاريابي، حل مسئله، مشتري گرايي و مانند اينها به ايده نياز داريد. بنابراين، تفاوت بين موفقيت و شكست مي تواند يك ايده باشد.
 سيستم ها و فرايند مديريت ايده ها مي تواند به سازمان كمك كند تا نوآوري را به نظم در آورد. مديريت ايده ها همچنين به مشاركت گسترده تر مديران و كاركنان در اداره امور كمك مي كند.
 نوآوري يك عامل كليدي توفيق براي سازمانها و ملت هايي است كه مي خواهند در محيط هاي متلاطم امروزي رقابت جو باقي بمانند. بهره برداري از خلاقيت افراد در محيط هاي كاري و در اجتماعات محلي نقطه كانوني در نوآوري است.
تعريف مديريت ايده ها
 مديريت ايده ها عبارتنداز: جمع آوري، ارزشيابي ساخت يافته ايده ها، و انتخاب بهترين ايده ها در سراسر سازمان براي ارزش آفريني مستمر.
 مديريت ايده ها نه تنها قابليت هاي سازمان را ارتقا مي دهد، بلكه در دنياي رقابتي امروز تنها منبع مزيت رقابتي پايدار است. مديريت ايده ها برحسب فرايند به صورت زير نيز تعريف شده است:
 توليد ايده ها (Gernerating ideas): توليد ايده ها در يك محيط الهام بخش، و پالايش آنها ار طريق ابتكارات خلاق
 اكتساب ايده ها (Capturing ideas): انتقال ايده ها بين واحدهاي وظيفه اي و ارتقاي آنها از طريق دريافت بازخور
 تسهيم ايده ها (Sharing ideas): به اشتراك گذاري ايده هاي در ميان كاركنان
 كاربرد ايده ها (Exploiting ideas): تبديل ايده ها به نوآوري هاي سازماني از طريق كارشناسان و خبرگان.

مديريت ايده ها يعني
مديريت سرمايه فكرى

عوامل كليدي توفيق در مديريت اثربخش ايده ها
 پشتيبان (Champion): فرد درستي براي مديريت فرايند پالايش ايده ها در نظر بگيريد
 اندازه گيري (Measurements): انعكاس نتايج عملكرد ايده ها به مدير يت
 سيستم مديريت نرم افزار ((Software Management System: ايجاد پايگاه داده ها، طراحي سيستم كاربرپسند كه به آساني گزارش ها و نمودارها را ارائه دهد.
 شناخت (Recognition): پيدا كردن درست ترين شكل تشكر به گونه اي كه مديريت از آن پشتيباني و شركت كنندگان آن را تقدير كنند.
 ارشاد و آموزش (Training & Mentoring ): تمام مشاركت كنندكان به آموزش صحيح نياز دارند. ابزارها و سيستم ارشاد بايد موفقيت آميز باشد.
 تازه گرداني (Refresh): به روز رساني مستمر براي حفظ جاذبيت سيستم براي مشاركت كنندگان
عوامل بازدارنده مديريت ايده ها
 ترس(Fear): وينست ون گف مي گويد: ”ماهيگيران مي دانند كه دريا خطرناك و طوفان ترسناك است، اما آنها هرگز اين خطرات را دليلي بر دريا نرفتن نمي دانند.“ آيا ترس از شكست، اتلاف منابع، نتيجه نگرفتن، و مانند اينها مديران را از طراحي و بكارگيري سازوكارهاي مديريت ايده ها باز مي دارد؟
 فقدان دانش (Lack of knowledge): عدم آگاهي در مورد جزئيات ممكن است مديران را از روياي بزرگ باز بدارد.
 ارتباطات منفي ((Negative associations: خودتان را از افرادي كه سعي مي كنند مانع جاه طلبي شما شوند، كنار بكشيد. افراد كوچك، جسارت شما را براي دست زدن به كارهاي بزرگ تضعيف مي كنند. با چه افرادي شما در محيط هاي كاري خود در ارتباط هستيد؟

سبك رهبري نرمش گرا و سخت گرا
رهبر الهام بخش
 به زعم فاربر (2008) ده نقش رهبر الهام بخش عبارتنداز:
 ترسيم چشم اندازالهام بخش
 پيوند دهي اهداف فردي با اهداف سازماني
 تبديل نوآوري به فرهنگ
 ترغيب خلاقيت كارآفرينانه
 درگيركردن، توانمندسازي، و اعتماد به افراد
 آموزش و تربيت افراد
 تيم سازي و ترغيب تنوع
 ايجاد انگيزه در افراد و الهام بخشي در آنان
 ترغيب ريسك پذيري
 تبديل كار به تفريح
فضاي خلاق
 كيزر (1968) خلاقيت را به كارگيري توانايي هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد تعريف مي كند.
 امروزه سازمان ها استراتژي خلاقيت يا نوآوري را براي بهره گيري از ظرفيت كل نيروي كاري سازمان بجاي تكيه بر اقليتي از متخصصين يا ترغيب ظهور مديران قهرمان مورد توجه قرار داده اند و در اين راستا سعي دارند فضاي خلاقي را در سازمان به وجود آورند. نظام پيشنهادها يكي از اين سازوكارهايي است كه باعث شكل گيري فضاي خلاق مي شود. بي جهت نيست كه كريير )1998) نظام پيشنهادها را ابزاري براي برانگيختن خلاقيت و نوآوري تعريف مي كند.
نظام پيشنهادها به مثابه يك سازوكار مديريت ايده ها
 كريير (Carrier) نظام پيشنهادها را ابرازى براى برانگيختن خلاقيت و نوآورى تعريف مى كند.
 نظام پيشنهادها يك سازوكارمديريت مشاركتي است كه به افراد فرصت مي دهد تا ايده هاي خود را براي بهبود سازماني مطرح سازند.

 

فهرست بازبيني اوزبورن برای مسئله یابی
 براي ارائه ايدهها استفاده از سئوالاتي كه در فهرست بازيني اوزبورن مطرح شده ميتواند بسيار مفيد باشد:
 آيا راه ديگري كه بتوانيم از آن استفاده كنيم وجود ندارد؟ مثلاً بجاي بايگاني مدارك در پروندهها، اطلاعات را در رايانه ذخيره كنيم.
 آيا نمي توان چيزي را تغيير داد؟ مثلاً با استفاده از ساختار سيستم هاي طبيعي بتوان سيستم هاي سازماني را شبيه سازي كرد.
 آيا نمي توان چيزي را تغيير داد؟ مثلاً با تغييرات جزيي در مورد يك روش كار بتوان آن را منعطف تر ساخت.
 اگر مقياس چيزي را كوچكتر كنيم چه اتفاقي مي افتد؟ مثلاً در صورت كوچك تر كردن و ساده كردن يك روش كار ممكن است راحتي و سرعت عمل بيشتري به وجود آيد.
 آيا نميتوان چيزي را جايگزين كرد؟ مثلاً بجاي ماشين تايپ از رايانه استفاده كرد.
 آيا نمي توان روشي را معكوس كرد؟ مثلاً در دستگاه هاي كپي معمولي كاغذ يا مجله اي كه مي خواهند كپي آن را به گيرند روي دستگاه قرار ميدهند ولي دستگاه كوچك كپي برعكس عمل مي كند. يعني به موازات حركت آن ور ي كاغذ عمل كپي انجام مي گيرد.
 آيا نميتوان چيزها را باهم تركيب كرد؟ مثلاً ادغام دو روش كار يا دو واحد سازماني ممكن است مزاياي زيادي را ببار آورد.
چگونگي پروراندن ايدهها
 وقتي مسائل مشخص شدند بايد در مورد چگونگي حل آنها بيانديشيم. در اين مرحله مهمترين موضوع اين است كه فقط به ارائه ايده اكتفا نكنيم، بلكه هرچه بيشتر بتوانيم زواياي مختلفي را كشف كنيم. هرگز نبايد فكر كنيم كه يك ايده كافي است. ايده ها بايد از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرند و هرچه بيشتر نقطه نظرات مختلفي را به دست آوريم، امكان بهتري براي پيدا كردن راه حل مناسب وجود خواهد داشت.
فرهنگ پرسش گري
 اگر ما ذهن انتقادگري داشته باشيم، ميتوانيم وضعيت هايي را در اطراف خود شناسايي كنيم كه معرف مسائل و مشكلات سازماني هستند. ايدهها وقتي متولد ميشوند كه تفكر نقادانه أي داشته باشم و به فكر راههايي براي رفع يا تقليل نارسايي ها باشيم.
 براي ايجاد فرهنگ پرسش گري، يكي از صاحب نظران راهبردهاي زير را راهگشا ميداند:
– الگو بودن (Be a Model): رهبري برمبناي مثال را دنبال كنيد؛ و سئوالات “چرا؟” و “چه مي شود اگر؟” را مكرراً مطرح سازيد.
– بهبود و بالندگي (Improve): اين ذهنيت را ايجاد كنيد كه هرچيزي ميتواند بهبود پيدا كند و در خصوص چگونگي آن فكر كنيد.
– متفاوت عمل كردن (Do Differently): افراد را در رابطه با پيش فرض­ها به چالش وادار كنيد.
– ارزيابي مجدد (Reassess): تيم هاي كاري را براي ارزيابي ادواري تصميم هاي گذشته دعوت كنيد. تا به اين پرسش پاسخ دهند كه آيا در يك محيط متغير تصميمات گذشته هنوز معتبر هستند؟
– آموزش (Educate): افراد را آموزش دهيد تا پرسشهاي پژوهشي موثري را مطرح كنند؛ و تربيت افراد را از طريق پرسش گري دنبال كنيد.
فرهنگ الهام بخش:
تشويق افراد به كارهاي بزرگ
سازمان I3
 هندي (1990) معتقد است كه ارزش افزوده در سازمان تابعي است از سه I يعني هوش (Intelligence)، اطلاعات (Information)، و ايده (Idea).
Added-Value = I3
 در يك جامعه اطلاعاتي رقابتي، هوش به تنهايي كافي نيست و كساني كه در پي ارزش آفريني از طريق دانش هستند به اطلاعات نياز دارند كه با آن كار كنند و ايدههايي را در ذهن بپرورانند. سازمان I3 سازماني است كه در آن دانش همواره نقش كليدي داشته و مغزها مهمتر از دستها مي باشند.
 سازمان I3 درك مي كند كه افراد هوشمند را فقط ميتوان با شيوه اقناعي اداره كرد و مديريت اثربخش ايده ها رمز كليدي براي نوآوري و كسب مزيت رقابتي است.
نقشه ارزیابی خلاقیت

 

 

 

منابع :

واحد آموزش توسعه تجارت دلیران دنا (دناکو)

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات