مشاوره مدیریت و کسب و کار
  
  

فروش تضمینی

سرمایه گذاری دلیران دنا

ایده پردازی خلاقانه

ایده پردازی خلاقانه چیست ؟ اهمیت ایده پردازی خلاقانه در چیست ؟ تکنیک های ایده پردازی کدامند ؟ چه روش هایی برای ایده پردازی خلاقانه وجود دارد ؟ چگونه می توان ایده پردازی را تقویت کرد ؟ این مقاله از وب سایت توسعه تجارت دلیران دنا (دناکو) به بررسی این موضوع می پردازد.

کار آفرینی

ایده پردازی خلاقانه

ایده پردازی چیست؟

منظور از ایده پردازی، تفکر همراه با خلاقیت است. ایده‌پردازی باید همراه با مهارت و توانمندی‌هایی باشد که از جمله آنها توانایی و مهارت بارش مغزی است.

اهمیت ایده پردازی خلاقانه

یک ایده‌پردازی خلاقانه می‌تواند شانس شخص را در دستیابی سریع‌تر به موفقیت در کسب و کار افزایش دهد.

افراد حتما در مدتی که فعالیت داشته‌اند با جلوه‌ی بیرونی کسب و کارهای مختلفی رو‌به‌رو شده‌اند که به‌شدت شخص را به خود جذب کرده‌اند و بارها از خود پرسیده‌‌اند چرا این گروه تجاری، مؤسسه و… تا این حد برای من جالب به‌نظر می‌رسد.

چطور چنین چیزی در معرفی کسب و کار به ذهن این مؤسسه رسیده و چرا به ذهن من نرسیده است.

جواب سؤال داشتن ذهنی خلاق و ایده‌پرداز یا کمک‌گرفتن از کسانی است که سال‌ها در این زمینه فعالیت کرده‌اند.

این افراد که به نوعی متخصصان این زمینه هستند، یاد گرفته‌اند ذهن‌شان را از قالب‌های شکل‌گرفته‌ی فرسوده و قدیمی دور کنند و در مواجهه با هر نوع کسب و کاری، این قالب‌های تکراری ذهن را شکسته و از زوایای جدید به آن‌ها نگاه کنند. یعنی دقیقاً همان کاری که دلتا گروپ انجام داده است.

تکنیک های ایده پردازی

تکنیک های ایده پردازی به دو دسته تکنیک های فردی و گروهی تقسیم میشوند که در نهایت تمام روش ها منجر به شکستن کلیشه های ذهنی و فراتر رفتن است.

-تکنیک های فردی مثل: توهم خلاق و DO IT

-تکنیک های گروهی مثل: طوفان ذهنی، دلفی، سینکتیکس، تکنیک های مشترک مثل اسکمپر، درهم شکستن مفروضات، چرا و مورفولوژیک

***تکنیک طوفان ذهنی***

شاید این تکنیک را بارها شنیده باشید و حتی درباره اش اطلاعات هم داشته و تجربه اش کرده باشید اما خواندن این بخش هم خالی از لطف نیست:

قدم اول اجرای این تکنیک گروهی، انتخاب نفرات است، اعضای این جلسه هرکسی می تواند باشد و بستگی به موضوع شما دارد، مثلا اگر قرار است مربای خانگی تولید کنید تمام آدم هایی که مربا می خورند و حتی اعضای خانواده شامل پدر و مادر یا حتی برادر کوچکترتان میتوانند بهترین گزینه های شما برای افراد حاضر در جلسه باشند ولی اگر مثلا قرار است در مورد امنیت سیستم های مالی شرکت های بزرگ و بانک ها طرح بدهید حتما لازم است شرک کنندگان افرادی باشند که با این حوزه مرتبطند، تنها نکته مهم اینست که در انتخاب افراد هیچ خساست و پیش داوری ایی نکنید، نگویید فلانی که اصلا نمیداند خلاقیت چیست، یا با فلانی مشکل دارم، همان آدم هایی که به اشتباه از جلسه حذف می­کنید گاها نظراتی می­دهند که حتی خودشان هم نمی­دانند چقدر عالیست اما ممکن است زندگی شما را زیر و رو کند.

قدرت این تکنیک را دست کم نگیرید، الکس آزبورن کتابی با عنوان “قدرت خلاقیت شما” در سال 1958 نوشت و در آن میگوید: “چگونه برای تولید ایده، یک جوخه راه بیاندازیم” ، این کتاب که نویسنده اش خالق نظریه طوفان فکری بوده، به شما اهمیت و کارایی بالای این تکنیک را اثبات می­کند.

تکنیک طوفان ذهنی دو قاعده کلی دارد:

  • هیچ پیش داوری ایی درباره اعضای گروه نکنید
  • بر کمیت تمرکز کنید و نه کیفیت، ایده کسی را رد نکنید و فقط اعضا را تحریک کنید تا ایده های بیشتری تولید کنند

در راستای این دو قاعده مهم قوانین زیر برای یک جلسه صحیح و کارآمد طوفان ذهنی باید در نظر گرفته شود:

-تمرکز بر کمیت: کمیت بیشتر در این روش کیفیت می آورد، هر چه تعداد ایده ها بیشتر شود احتمال دست یافتن به راه حل موثر بیشتر است.

-اجتناب از انتقاد: در مرحله اول هیچ ایده ای را رد نکنید حتی اگر کاملا بی ربط بود، با انتقاد کردن جلوی سیلاب افکار را گرفته اید.

-استقبال از ایده های غیر معمول: نه تنها از ایده های غیر معمول نباید انتقاد کنید بلکه باید آن ها را تشویق کنید، این کار باعث شکسته شدن کلیشه و قالب های ذهنی افراد می­شود و در نتیجه ایده های بعدی خلاقانه تر می­شوند.

-ترکیب: ایده های بدست آمده را ترکیب کنید، مثلا برای انتخاب اسم یک برند طوفان ذهنی بپا کرده اید، هر کسی کلمه ای می­گوید، دو کلمه از دوجای مختلف لیست می­توانند ترکیب شده و اسمی خلاقانه و متفاوت ایجاد شود.

نکته: جلسه طوفان ذهنی فقط باید مختص یک موضوع باشد، برگزاری جلسه برای چندین موضوع همزمان بازدهی و نتیجه گیری را به شدت کاهش می­دهد و موفق نخواهد بود.

پیشنهاد آزبورن برای ترکیب اعضای طوفان:

آزبورن به عنوان مخترع این تکنیک، با سال ها تجربه و بررسی روش های مختلف به یک ترکیب نهایی رسید و معتقد بود یک تیم 12 نفره متشکل از 6 نفر مبتدی و 6 نفر متخصص یا صاحب نظر در آن مساله، بهترین ترکیب را ایجاد می­کند.

***تکنیک چرا***

این تکنیک دقیقا همان کاری است که در کودکی همه مان انجام دادیم، چرا های مکرر برای درک دنیای اطرافمان اما تفاوت این تکنیک با چرا های کودکی در اینست که باید داشته های ذهنی و یادگرفته هایمان را زیر سوال ببریم.

“ساکی چی تویودا” موسس برند تویوتا، تکنیک “پنج چرا” را ابداع کرد و شرکت تویوتا هنگام ارزیابی عملکرد روش های ساختش، از آن استفاده کرد.

روش:

در این تکنیک باید پنج “چرا” پرسیده شود، جواب های مربوط به چرا های اول، معلول علت های دیگری هستند که در پاسخ چرا های بعدی مشخص می­شوند ضمن اینکه در این فرآیند بسیاری از عوامل دخیل در بروز مشکل نیز آشکار می­شوند؛ به مثال زیر توجه کنید:

طرح مساله: مشتری تماس گرفته و اعلام کرده ماشین خریداری شده که هنوز دارای گارانتی است، روشن نمی­شود!

بعد از رفع مشکل، مساله در اتاق فکر شرکت بررسی می­شود:

1.چرا ماشین روشن نمی­شود ؟ پاسخ: شارژ باتری تمام شده است.
2.چرا شارژ باتری تمام شده است؟ دینام از کار افتاده است.
3.چرا دینام از کار افتاده است ؟ عمر مفید تسمه دینام مدت هاست تمام شده اما تعویض نشده است.
4.چرا تسمه تعویض نشده است؟ ماشین طبق دستور العمل استاندارد نگهداری نشده است.
5.چرا ماشین طبق استاندارد نگهداری نشده؟ صاحب ماشین اطلاعات فنی برای نگهداری نداشته است.

راه حل: برای خودرها دفترچه راهنما تهیه شود تا صاحبان خودرو اطلاعات فنی و نگهداری لازم را داشته باشند و هزینه خدمات پس از فروش خودرو و میزان نارضایتی مشتریان کاهش یابد.

***تکنیک توهم خلاق***

گاها، آنچه فکر میکنیم واقعیت است، واقعیت نیست!

واقعیت ها با حواس پنجگانه درک می­شوند، چیزهایی که چشم میبیند مغز ممکن است به “هر طریقی” تفسیر کند و همین “هر طریق” موجب خطا می­شود.

چشم میبیند اما وظیفه ذهن مرتب، دسته بندی و قابل فهم کردن جرقه هاییست که پس از دیدن، توسط مغز ایجاد می­شود، بنابر این تصاویری که از اشیا در ذهن ما هستند کپی مسقیم و واقعی آنها نیست بلکه کدهاییست که توسط مغز ایجاد میشوند.

تکنیک توهم خلاق یعنی اینکه به عمد تصاویری متفاوت و خارج از کدهای معمول در ذهن ایجاد کنیم، به گونه ای دیگر به قضایا نگاه کنیم مثلا چه کسی گفته پای درخت ها باید فقط آب بریزیم تا رشد کنند؟ شاید درخت ها آبنبات را بیشتر از آب دوست داشته باشند! این فقط یک مثال بود تا عمق توهم را به شما نشان دهم اما همین توهم خلاقانه ممکن است منجر به کشف و تولید قرص ها یا آبنبات هایی شود که مواد مورد نیاز درختان برای رشد را تامین کند و مصرف آب را در سراسر جهان کاهش دهد به این صورت که پایهر درخت ده عدد قرص بگذاریم و دیگر نیاز آبی برطرف شود!

مثال :

همه حتما اسم برند بولگاری را شنیدیم، تایپ لاتین این برند را دیده اید؟ با هیچ املا و قانونی بولگاری خوانده نمیشود و به قول دوستم بیویلگاری باید خواندش! اما یکی از دلایلی که باعث شد در ابتدای امر این برند مورد توجه خیلی ها قرار بگیرد همین جلب توجه با دیکته ی متفاوت و به ظاهر اشتباهش بوده! چه کسی میداند؟ شاید آن ها صحیح مینویسند و ما واقعیت را اشتباه فهمیده بودیم!

این دقیقا همان مفهوم توهم خلاق است که به شما اجازه میدهد پا را فراتر از تمام کلیشه ها و قوانین مرسوم بگذارید تا بتوانید جنبه های جدیدی از هر چیز را کشف و خلق کنید.

***تکنیک PMI***

یکی از نکات جالب این تکنیک مثل تکنیک قبلی این است که شما را مجبور میکند قالبهای ذهنی تان را بشکنید و پا را فراتر از خودتان بگذارید!

نام این تکنیک برگرفته از سه لغت لاتین : PLUS, MINUS, INTERSTING به معانی افزودن، کاستن و جالب میباشد؛ روش کار چنین است که درباره یک موضوع، ابتدا فرد توجهش را به نکات مثبت آن جلب و آنها را لیست میکند، سپس نکات منفی و در نهایت نکات جالب و تازه آن که نه مثبت است و نه منفی!

مهمترین کاربرد این تکنیک برای زمانیست که شما موضوعی دارید و به صحت آن کاملا اطمینان دارید مثل اسمی که برای یک برند انتخاب کرده اید و مطمئنید انتخابی صحیح انجام داده اید یا برعکس کاملا مطمئنید که انتخاب اشتباه است!

به عبارتی دیگر هرچه نسبت به یک ماجرا بیشتر مطمئن باشید این تکنیک کاراتر و موثر تر عمل خواهد کرد.

این تکنیک برای افرادی که همیشه فکر میکنند بهترین هستند و همه چیز را میدانند یک معجزه است! به آنها کمک میکند تا دیدی فراتر پیدا کنند و خلاق شوند چرا که افراد خلاق هیچوقت نسبت به هیچ چیز قاطعانه نظر نمیدهند و ذهنی بسیار بی مرز دارند که در آن ممکن است هر چیزی و هر واقعیتی به هر شکلی در بیاید!

در واقع این ابزار مثل عینکی عمل میکند که فرد را قادر به دیدن تمام جوانب یک موضوع میکند.

مثال: کسی در مورد پوشیدن لباس متحد الشکل در کارمندان شرکت مشکل دارد و این مساله را قبول ندارد، این تکنیک به وی و سایر تصمیم گیرندگان کمک میکند لیستی از تمام مزایا و معایب و نکات تازه را ایجاد کنند و بعد در این مورد تصمیم گیری کنند!

***تکنیک نیلوفرآبی***

این تکنیک توسط “یاسوآماتسومورا” ابداع شد،ایده این تکنیک از شکل ظاهری رشد و تکثیر نیلوفر آبی گرفته شده است!

گلبرگ های نیلوفر آبی از یک مرکز جوانه میزنند و رشد میکنند و سپس در کنار آن گلبرگ های دیگری و مراکز دیگری شکل میگیرند که اطراف آن ها هم با گلبرگ های دیگر پر میشود و به این طریق گسترش می یابند

یک موضوع، ایده، مساله یا … را در مرکز نمودار بنویسید،ایده های مرتبط با موضوع را پس از شکل گیری در اطراف آن بنویسید، هر موضوع جدید خود می تواند مرکزی برای گلبرگ های جدید باشد و درباره حواشی آن به موضوع نویسی پرداخت، با پیشرفت این روش صفحه شما پر میشود از نمودار هایی که هرکدام میتواند یک ایده خلاقانه ایجاد کند!

***تکنیک چه میشود اگر***

به طور کلی در تمام روش ها اصل بر اینست که ذهن از قالب همیشگی اش خارج شود، تکنیک “چه میشود اگر” بر همین اصل تمرکز دارد که استفاده کننده اش خارج از قالب های اصولی به ایده پردازی مشغول شود و فکرهای بلند پروازانه انجام دهد.

سعی کنید واژه “چه میشود اگر” دغدغه همیشگی تان باشد و همیشه در همه مورد این سوال را از خود بپرسید تا برایتان عادت شود و ببینید بعد از مدتی چقدر ایده های جدید به ذهنتان سرازیر میشود و چه آدم خلاقی میشوید!

مثال:

وقتی با مشکل خرید خودرو یا مساله جای پارک مواجه شدم از خودم پرسیدم چه میشوداگر کسی مالک یک خودرو نبود و هرکس کلیدی داشت که به تمام خودرو ها میخورد و هر وقت نیاز داشت سوار نزدیکترین خودرو میشد و بعد از اتمام کارش همانجا پارکش میکرد تا نفر بعدی از آن استفاده کند؛ اینطوری دیگر اینهمه خودروی بدون جای پارک سرگردان نبودند و حتی ترافیک هم کمتر میشد و هزار دلیل خوب دیگر

این فقط یک جرقه است و اگر پیگیر آن شوم با سایر تکنیک ها میتوانم ابعاد مختلفش را بررسی کنم و به یک ایده نهایی و عملی برسم که مثلا یک تعاونی تشکیل دهم و افرادی که هزینه خرید یک ماشین کامل را ندارند در آن سرمایه گذاری کنند و با مجموع پول ها مثلا 100 دستگاه خودرو بخرم و در سطح شهر پخش شان کنم، هرکس هرجا دیدشان میتواند سوار شود و استفاده اش را بکند و … ، همه سهام دار هستند و طبیعتا مراقب اموال هستند، به اندازه مصرفشان ماشین دارند و … .

***تکنیک اسکمپر***

نخستین بار توسط “باب ابرلی” معرفی شد برای پاسخگویی به سوالاتی هدفمند که به حل یک مساله کمک میکنندیا در طول برگزاری جلسات طوفان فکری خلاقیت را شعله ور میکنند.

ابتدا مساله ای را در نظر بگیرید، هرچیزی، از مشکل شخصی یا خانوادگی گرفته تا یک مشکل جهانی مثل بحران آب یا مساله افزایش فروش محصول، چیزی که نیاز به راه حل داشته باشد.

به وسیله فهرست مراحل این تکنیک سوال هایی از خود بپرسید، این سوال ها موجب میشود در مورد مساله مورد نظر به طور متفاوتی فکر کنید و به راه حل های جالبی برسید.

هفت اصل در این تکنیک هستند که هر کدام سوالاتی دارند و مجموع آنها حدود 200 سوال است! بله 200 سوال اما سوالاتی که با پاسخ دادن به آنها میتوانید خیلی سریع و عملی به راه حل های عالی، جدید و خلاقانه دست یابید.

در این بخش فقط آن هفت اصل بیان میشود و برای دیدن سوالات به مقاله “موفقیت در کسب و کار با تکنیک اسکمپر” مراجعه کنید.

واما آن هفت اصل تکنیک اسکمپر: جایگزین کردن، معکوس کردن، حذف کردن، به کار بردن برای کاربرد دیگر، تغییر دادن، سازگار کردن و ترکیب کردن.

*** تکنیک درهم شکستن مفروضات***

یکی از موانع مهم خلاقیت، مفروضات قبلی است که ناخودآگاه اجازه نمیدهد فکر در همه جهات به حرکت درآید، بسیاری از مفروضات قبلی ممکن است دراصل، همان موقع که در ذهن ما ایجاد شده اند “غلط” باشند! مثل خطرناک بودن دوچرخه برای کسی که یک بار با آن زمین خوردن و دیگر سوارش نشده. بسیاری از مفروضات در طول زمان باتغییرات شرایط اعتبارشان را از دست میدهند اما متاسفانه خیلی ها متوجه این تغییرات نمیشوند و همیشه با مفروضات قبلی شان به مساله نگاه میکنند، شناسایی مفروضات خود و دیگران، اولین قدم برای تغییر آنهاست.

مثال: سرمایه داری میخواهد رستورانی متفاوت تاسیس کند که درآمد خوبی داشته باشد.

مفروضات:

رستوران به مردم غذا عرضه میکند

رستوران محلی خارج از منزل است

مشتریان برای تحویل غذا پول پرداخت میکنند

مشتریان روی میز و صندلی های رستوران غذا میخورند

وجود آشپز برای رستوران ضروریست

معکوس میکنیم:

رستوران به مردم غذا نمیدهد

مردم در رستوران غذا نمیخورند

مشتریان برای خوردن غذا پول نمیدهند

مشتریان روی زمین و بدون میز غذا میخورند

نیازی به حضور سرآشپز نیست

ایده های بدست آمده:

ایجاد رستورانی مختص حیوانات خانگی که به مردم غذا نمیدهد و برای حیوانات غذا تهیه میکند

ایجاد سرویس های تکمیل غذا در منزل مثل پیتزای نیمه آماده

دادن یک وعده غذای مجانی به افرادی که بیش از چندبار از رستوران خرید کرده اند.

ایجاد رستوران با سبک ژاپنی یا سنتی و استفاده از فرش و میزهای بسیار کوچک بدون صندلی

به مشتریان مواد اولیه داده میشود و آنها طبق میل خود غذا را در رستوران طبخ میکنند1

***تکنیک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک***

مورفولوژیک یا ریخت شناسی فنی است که بر اساس آن پدیده مورد نظر از جهت ساختار کلی و ابعاد مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.

برای مثال اگر بخواهیم درمورد بازاریابی یک کالا راه های جدیدی پیدا کنیم ابتدا باید ابعاد مختلف کالا مثل شکل ظاهری، کاربردها، خواص و فواید و حتی مضرات، بسته بندی، وضعیت مشتریان، قیمت تمام شده و هرچیزی که به آن کالا مرتبط است را بررسی و تحلیل کنیم.

یا فرض کنید میخواهید یک آباژور جدید بسازید، قدم اول اینست که فهرست ویژگی ها را تهیه کنید و یک تجزیه و تحلیل مورفولوژیک انجام دهید یعنی ببینید چه مشخصات ظاهری ایی دارد و اجزای تشکیل دهنده چیست و وضعیت بازار چگونه است، سپس با تغیر یک یا چند مورد محصولی خلاقانه و حتی با قیمت تمام شده کمتر تولید و عرضه کنید.

***تکنیک دلفی***

این تکنیک در سال 1964 توسط “نورمن داکلی” ابداع شد. بسیار شبیه طوفان ذهنی است با این تفاوت که افراد به صورت گروه دور هم جمع نمیشوند . این تکنیک ابداع شد برای اینکه گاها دیده میشد افراد در جلسات حضوری بخاطر شرم و خجالت رویاها و ایده های خلاقانه شان را مطرح نمیکردند تا مسخره نشوند . سرپرست موضوع را به همه اعلام میکند و هرکس به صورت جداگانه ایده هایش را روی کاغذ مینویسد سپس سرپرست گروه تمام ایده ها را جمع کرده و لیست کامل را برای همه میفرستد تا همه روی تمام ایده ها فکر کنند و نظر دهند و اگر ایده جدیدی به ذهنشان رسید اضافه کنند. این عمل آنقدر تکرار میشود تا اتفاق آرا بدست بیاید و لیست کوچک و کوچک تر شده و به یک ایده برسند.

***تکنیک سینکتیکس***

این تکنیک به معنی ادغام کردن دو چیز با هم یا متصل کردن چند چیز مختلف است. این تکنیک روشی است برای برانگیختن تفکر خلاق در میان گروهی از افراد که گرد هم میآیند.

به طور کلی فرایند به کارگیری این روش عبارت است از :

شناسایی و تعریف مساله و تجزیه و تحلیل آن

ارتباط دادن جواب بدست آمده با موضوع غیر مرتبط (ساختن وضعیت مشابه)

کشف راه حل هایی برای موضوع مشابه

تلاش برای تبدیل راه حل بدست آمده مساله مشابه به راه حلی برای حل مساله اصلی

مثال:

قرار است یک ساختمان که قبلا رنگ شده مجددا رنگ شود

افراد میکوشند تا از نظر جسمی و عاطفی آن چیزی که قطره رنگ تجربه میکند را تجربه و تجسم کنند و این باعث میشود که جریان فکری در افراد گروه شکل گیرد و بتوانند نیازهای یک رنگ را برای آنکه بتواند مدت طولانی روی دیواری که قبلا رنگ شده، شناسایی کنند.

من اگر قطره رنگ باشم دلم میخواهد دیواری که قرار است سالها روی آن بچسبم دستگیره هایی داشته باشد تا بتوانم دستان را در آن قلاب کنم تا نیوفتم زمین، قدرت چسبندگیم زیاد باشه تا خسته نشم و زیرم هم آب و رطوبت نیاد و …

شبیه سازی و تبدیل راه حل ها:

دیوار رنگ شده باید قبل از رنگ امیزی جدید سمباده کاری شود تا رنگ قبلی کمی زبر شده و رنگ جدید بتواند به آن بچسبد، میزان چسبندگی محلول را افزایش داده و قبل از رنگ کاری اگر جایی امکان نشت رطوبت دارد آن را برطرف کنیم!

۷ روش برای ایده پردازی خلاق

۱- مشارکت در جلسات مشاهده

ایده پردازی های عالی در خلاء رخ نمی دهند. باید مغز خود را در موقعیتی قرار دهید که به شیوه های نو و خلاقانه فکر کند. بنابراین در جلساتی شرکت کنید که باعث می شوند مغز شما متفاوت فکر کند. من که در شهر بزرگ نیویورک زندگی می کنم عادتم این است که به رفتار آدم های خیابان توجه می کنم. من با یک پیاده روی ساده در خیابان شلوغ منتهن می توانم فعالیت ها و رفتارهای جذاب را مشاهده کنم و بدین ترتیب به شیوه ی جدیدی بیندیشم. هر منطقه ی شلوغ دیگری هم می تواند چنین کارکردی را داشته باشد.

۲- با افرادی بیرون از دایره ی دوستان خود ارتباط برقرار کنید.

اینکه فقط با یک دسته از دوستان و همکاران قدیمی ارتباط داشته باشید مغز و خلاقیت فکری شما را فسیل می کند. دوره دوره ی اینترنت است. پس از سایت ها و شبکه های اجتماعی برای برقراری ارتباط با افراد دیگر استفاده کنید. افراد جدید داستان زندگی و افکار شما را نمی دانند و با هر فرد جدیدی که سر و کارتان بیفتد مجبور می شوید برای معرفی خود، افکار خود را مرور کنید. بدینوسیله دیدگاه های جدیدی کسب خواهید کرد که باعث می شوند تفکر جدیدی پیدا کنید.

۳- بیشتر کتاب بخوانید و ایده پردازی کنید.

کتاب و مطالعه برای خلق افکار جدید، ایده پردازی و ایجاد ایده های نو در ذهن بسیار سودمند هستند. من مدت ها بود که کتاب نمی خواندم. تا وقتی که کتاب های مرتبط با کسب و کار را به برنامه ی خود اضافه کردم و توانستم با مطالعه ی آنها نگرش و تفکر خود را وسعت ببخشم. بعد از مدت ها که کتابهای کسب و کار را خواندم رفتم به سراغ کتاب های داستانی و تاریخی. توانستم با مطالعه ی آنها از محیط بسته ی خود بیرون بیایم و ایده های نو در ذهنم شکل گرفت. اگر فکر می کنید کتاب گران است و یا وقت کافی برای کتاب خواندن ندارید حتما به یک کتاب فروشی یا کتابخانه ی عمومی سر بزنید و کتاب ها را به مدت یک ساعت ورق بزنید. حتما خلاقیت تان گل خواهد کرد.

۴- به صورت بی هدف به چرخ زدن در وب بپردازید.

وقتی به دنبال چیزی هستیم گوگل ابزار بسیار خوبی است که هر آنچه می خواهیم را در اختیارمان می گذارد اما باید بدانیم که برای تولید ایده های نو و خلاقانه به یادگیری غیرمنتظره نیاز هست. هر هفته یک ساعت وقت بگذارید و در وب چرخ بزنید. مقالات مختلف و آموزنده و موارد مشابه خیلی کمک می کنند.

۵- یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید.

در دفتر یادداشت روزانه می توانید افکار، احساسات و تاریخچه ی زندگی خود را بنویسید. علاوه بر این، دفتر یادداشت عادت خوبی برای پرورش توانایی در تولید ایده است. اگر این دفتر را ندارید همین امروز تهیه کنید. اگر هم دارید چه بهتر. فقط کافی است در هر برگ با این جمله آغاز کنید: ایده ی امروز من این است.

۶- مراقبه کنید.

وقتی که ذهن آدم با افکار و ذغدغه های روزمره شلوغ باشد خیلی سخت می توان به ایده های نوین و خلاقانه دست یافت. برای ایده ی نو و خلاقیت به مکان دنج و آرام نیاز هست. با مراقبه و مدیتیشن می توان به آن فضای آرام دست یافت و استرس زندگی روزمره را از خود دور کرد. بعد از آن می توان به راحتی بر آینده تمرکز کرد. هر هفته جلسات دو ساعتی را برگزار کنید و ببینید که ایده ها خودشان خواهند آمد.

۷- از تمارین ساختارمند استفاده کنید.

ساختار باعث پرورش خلاقیت می شود. تمرینات ساده مغز شما را به شیوه ی متمرکز جهت خلق ایده به کار می اندازند. به عنوان نمونه، شما کاربران هاو کن یو با یک دوست قرار بگذارید و تایم بگیرید که ظرف ده دقیقه باید ۴۲ ایده برای یک مساله یا موضوع ارائه کنید. ممکن است فقط ۳۰ تا ۳۵ ایده به ذهنتان برسد اما مهم نیست.

همه ی این روش ها مستلزم تعهد شما هستند و باید وقت و انرژی برایشان بگذارید. باید به مغز خود زمان بدهید و فضای آن را خلوت کنید. مطمئن باشید اگر با انجام هر یک از این روش ها یک یا دو ایده به دست خواهید آورد. وقتی ایده ها گل کردند حتما آنها را یادداشت کنید و خود را به انجام آنها ملزم کنید. دیگر به خودتان بستگی دارد.

منبع:

sarafrazannews

iktv

ariaads

news.akhbarrasmi

denako.ir

خدمات مشاوره مدیریت و ایده پردازی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات وب سایت